Marvel’s Wolverine یکی از متفاوتترین پروژههای استودیوی Insomniac Games است؛ بازیای که برخلاف سه عنوان جهانباز قبلی این تیم، مسیر کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته و به جای یک دنیای عظیم و آزاد، تجربهای خطی و متمرکز بر اکشن را ارائه میدهد. این تصمیم باعث شده سازندگان بتوانند تمام تمرکز خود را روی چیزی بگذارند که بیش از هر چیز با شخصیت ولورین گره خورده است: مبارزه.
داستان بازی پیش از شکلگیری X-Men جریان دارد و به زندگی Logan میپردازد. در ابتدای ماجرا، ناتانیل اسکس، یکی از همتیمیهای سابق لوگان، او را که در انزوا و دور از جامعه زندگی میکند پیدا میکند و برای مقابله با نقشهای مربوط به ربوده شدن جهشیافتهها از او کمک میگیرد. اسکس پناهگاهی برای جهشیافتهها فراهم کرده و همین موضوع، خط اصلی داستان را شکل میدهد؛ لوگان باید برای نجات آنها تلاش کند و همزمان جلوی ادامه این آدمرباییها را بگیرد.
در کنار خط داستانی زمان حال، بخشهایی از گذشته لوگان نیز روایت میشود. این قسمت در ابتدا بیشتر از طریق فلشبکهای کوتاه و فایلهای صوتی مرتبط با مأموریتهای اختیاری Nightmare Doors ارائه میشود، اما با پیشروی داستان نقش پررنگتری پیدا میکند. در نهایت این دو مسیر داستانی در کمپینی حدوداً ۲۰ ساعته در کنار هم قرار میگیرند.
مبارزات؛ جایی که Marvel’s Wolverine میدرخشد

بدون شک مهمترین نقطه قوت بازی سیستم مبارزات آن است. Insomniac تمام ساختار Marvel’s Wolverine را حول قدرت بدنی و پنجههای لوگان طراحی کرده و نتیجه، یک سیستم مبارزه سریع، خشن و بسیار رضایتبخش است. خبری از نوار استقامت نیست و بازیکن میتواند با سرعت زیادی به دشمنان حمله کند، آنها را زخمی کرده و با حرکات تمامکننده از بین ببرد.
مبارزات البته پیچیدگی Devil May Cry را ندارند و قرار نیست بازیکن دهها کمبو دشوار را یاد بگیرد. تنوع اصلی به مرور و با آزاد شدن حملات ویژه بیشتر میشود. در عوض، بازی روی Takedownها و حملات تیمی حساب ویژهای باز کرده است؛ حرکاتی که میتوانند دشمنان را به شکلی بسیار خشن از بین ببرند و فضای مبارزات را چشمگیرتر کنند.
خشونت بخش جداییناپذیر این سیستم است. قطع شدن اعضای بدن، خونریزی شدید و حرکات تمامکننده اسلوموشن در بسیاری از مبارزات دیده میشوند و بازی حتی در میانپردهها نیز از نشان دادن این خشونت عقبنشینی نمیکند. همین موضوع باعث شده مبارزات بیش از هر چیز دیگری هویت بازی را شکل دهند.
در مقابل، درخت مهارت چندان گسترده نیست و تعداد حرکتهای جدیدی که میتوانید یاد بگیرید محدود است. با این حال، هسته اصلی مبارزات آنقدر قدرتمند است که این محدودیت چندان به تجربه کلی لطمه نمیزند.
داستانی که به اندازه مبارزات قدرتمند نیست

مشکل اصلی Marvel’s Wolverine جایی خودش را نشان میدهد که بازی از مبارزه فاصله میگیرد. خط داستانی لوگان و تلاش او برای نجات جهشیافتهها پیشرفت میکند و شخصیتهای فرعی نیز انگیزههای شخصی خودشان را دارند، اما نتیجه نهایی چندان هیجانانگیز نیست.
چندین صحنه اکشن جذاب، تعقیبوگریز و برخی پیچشهای داستانی باعث میشوند روند بازی در لحظاتی جذابتر شود، اما در مجموع داستان نمیتواند همان اندازهای که مبارزات سرگرمکننده هستند، تاثیرگذار باشد. روایت گذشته لوگان نیز با وجود اهمیتش، در نیمه ابتدایی بازی تا حد زیادی پشت مأموریتهای اختیاری Nightmare Doors پنهان شده است.
Nightmare Doors خودشان چالشهایی مبتنی بر مبارزه و جابهجایی هستند و پس از تکمیل آنها یک فایل صوتی درباره خاطرات لوگان پخش میشود. نحوه نمایش این فایلها یکی از نقاط ضعف عجیب بازی است؛ متن سفید روی یک پسزمینه تیره قرار گرفته و ظاهر آن حتی حس یک بخش نیمهکاره را منتقل میکند. با توجه به اهمیت این اطلاعات برای شناخت گذشته شخصیت اصلی، چنین ارائهای چندان قابل قبول نیست.
با این حال، عملکرد بازیگران تا حد زیادی این ضعف را جبران میکند. Liam McIntyre در نقش لوگان عملکرد بسیار خوبی دارد و از خشم و فریادهای شخصیت گرفته تا لحظات احساسی، طیف کاملی از ویژگیهای او را به تصویر میکشد. Troy Baker در نقش Nathaniel Essex، Krizia Bajos در نقش Jean Grey و Brett Gipson در نقش Sabretooth نیز اجراهای قابل توجهی دارند.
تنوع محیطی خوب، آزادی عمل محدود

بازی در چند منطقه مختلف از جمله کانادا، ژاپن و جزیره خیالی Madripoor جریان دارد و همین موضوع باعث ایجاد تنوع بصری مناسبی در مراحل شده است. از خیابانهای نئونی توکیو گرفته تا خرابههای باستانی نزدیک یک آتشفشان، هر مرحله ظاهر و حالوهوای متفاوتی دارد.
بخشهای وسیلهنقلیه نیز تنوع مناسبی به بازی اضافه میکنند. موتورسیکلتها کنترل خوبی دارند و برخی مراحل مربوط به هواپیما نیز هیجانانگیز طراحی شدهاند.
اما این تنوع در برابر ساختار کاملاً خطی بازی قرار میگیرد. Marvel’s Wolverine بارها بازیکن را به مسیر موردنظر هدایت میکند و حتی در بخشهایی که ظاهراً امکان گشتوگذار بیشتری وجود دارد، مرزهای محیط بهشکل واضحی دیده میشوند. دیوارهای نامرئی متعددی سر راه بازیکن قرار میگیرند و گاهی محدودیتهای حرکتی منطقی به نظر نمیرسند.
برای مثال، لوگان در برخی مراحل میتواند پرشهایی حدود ۳۰ فوتی انجام دهد، اما در موقعیتی دیگر حتی از روی یک خودروی پلیس عبور نمیکند. در بعضی بخشها نیز اگر بیش از حد از هدف اصلی فاصله بگیرید، تصویر برای لحظهای سیاه میشود و بازی شما را مجبور میکند به مسیر تعیینشده برگردید.
در نتیجه، Marvel’s Wolverine بیشتر از آنکه بخواهد آزادی عمل بدهد، از بازیکن میخواهد تجربه را دقیقاً همانطور که سازندگان طراحی کردهاند پیش ببرد.
گرافیک خیرهکننده و عملکرد عالی روی PS5 Pro

از نظر بصری، بازی یکی از بهترین آثار سال ۲۰۲۶ به حساب میآید. این عنوان روی PS5 Pro در حالت Performance Pro با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا میشود و کیفیت تصویر حالت Fidelity را با بهبودهای PSSR ترکیب میکند.
علاوه بر آن، حالت Fidelity Pro نیز در دسترس است که اجرای ۳۰ فریم بر ثانیه را با قابلیتهای پیشرفتهتر Ray Tracing ارائه میدهد. کاربران PS5 معمولی نیز میتوانند بین حالتهای مختلف عملکرد و کیفیت گرافیکی جابهجا شوند.
در جریان بررسی، چند باگ جزئی وجود داشت که با راهاندازی مجدد Checkpoint برطرف شدند، اما در مجموع عملکرد بازی بسیار خوب بود. مدل چهره شخصیتها جزئیات بسیار زیادی دارند و در بعضی لحظات، Marvel’s Wolverine از نظر بصری در سطح بهترین بازیهای سال قرار میگیرد.
نرخ فریم نیز به خوبی با سرعت بالای مبارزات هماهنگ میشود و جزئیات محیط و خشونت مبارزات حتی در صحنههای شلوغ حفظ میشوند.
پشتیبانی از کنترلر DualSense نیز قابل قبول است. بازخورد لمسی در برخی لحظات مهم به کار گرفته شده و Adaptive Triggerها نیز هنگام استفاده از حملات ولورین کمی مقاومت ایجاد میکنند. این پیادهسازی بهترین نمونهای که دیدهایم نیست، اما به خوبی وظیفه خود را انجام میدهد.
جمعبندی

Marvel’s Wolverine تصمیم روشنی گرفته است: به جای ادامه دادن مسیر جهانباز بازیهای قبلی Insomniac، تجربهای خطی و متمرکز بر مبارزه ارائه دهد. خوشبختانه در مهمترین بخش، یعنی مبارزات، این تصمیم نتیجه بسیار خوبی داشته است. نبردهای سریع، خشن و تماشایی باعث میشوند کنترل لوگان واقعاً لذتبخش باشد و بازی بتواند برای حدود ۲۰ ساعت تجربهای سرگرمکننده ارائه دهد.
در مقابل، داستان قدرت لازم برای همراهی با این مبارزات را ندارد و طراحی خطی و محدودیتهای محیطی نیز گاهی آزاردهنده میشوند. با این حال، کیفیت فنی فوقالعاده، تنوع محیطها و اجرای عالی بازیگران باعث میشوند Marvel’s Wolverine در مجموع یک ماجراجویی ابرقهرمانی بسیار خوب و سرگرمکننده باشد؛ به شرط آنکه بپذیرید این بازی قرار نیست یک جهان باز عظیم باشد و تجربه را با قوانین خودش به شما ارائه میکند.





