من تجربه زیادی از رمانهای تصویری دیجیتال ندارم، ولی همیشه تمایل داشتم که آثار برتر این مدیوم را تجربه کنم. با اینکه رمانهای تصویری غالباً به صورت بازیهای دیجیتال عرضه میشوند، به دلیل ماهیت خاص آنها نمیتوان با معیار بازیهای رایج آنها را مورد بررسی قرار داد. اشتاینز گیت جزو محبوبترین و تأثیرگذارترین رمانهای تصویری دو دهه اخیر است که در نسخه RE:BOOT از حیث بصری، موسیقی، صداگذاری و تا حدودی داستان بازسازی شده است. نسخه ابتدایی این اثر در سال 2009 عرضه شد و در سال 2015 یک نسخه جدید از این فرنچایز وارد بازار شد. محبوبیت بالای این سری باعث شد که دو فصل 24 قسمتی انیمه و یک فیلم سینمایی از روی آن ساخته شود که در زمره برترین آثار این مدیوم قرار دارند.

داستان اشتاینز گیت در مورد گروهی از جوانان شهر توکیو در سال 2010 است که با سرپرستی Okabe Rintaro یک آزمایشگاه برای ساخت گجتهای آیندهمحور بنا میکنند که پس از مدتی، برخی از اختراعات آن منجر به دگرگون شدن تاریخ و سرنوشت بشریت میشوند. اکابه رینتارو به همراه همکلاسی دانشگاهی سالاولی خود Daru و دوست دوران کودکیاش Mayuri در اتاقی بالای یکی از ساختمانهای محله Akihabaraی توکیو آزمایشگاهی تأسیس میکنند. اوکابه شخصیت شوخطبع و کمی عجیبوغریب دارد و مدام خود را با نام و القاب متفاوت، همانند «دانشمند دیوانه»، صدا میزند. معمولاً ایدههای آزمایشگاه توسط او مطرح میشوند و درو در ساخت آنها کمک میکند. مایوری که دو سال از آنها کوچکتر است، دختری سادهدل و مهربان است که نقش زیادی در امور اختصاصی آزمایشگاه ندارد و معمولاً یا مشغول دوخت لباسهای Cosplay است یا اینکه مشغول خوردن غذا و صحبت با سایر اعضا است.
در ماه جولای سال 2010، اوکابه قدم به کنفرانسی میگذارد که وقایع آن منجر به ایجاد تغییرات عجیبی در دنیا میشود. Makise Kurisu دختری نابغه و همسن اوکابه است که پس از جدا شدن پدر و مادرش، سالیان سال در آمریکا مشغول به تحصیل در رشته نوروساینس بوده و اکنون برای مدتی به ژاپن برگشته است. او که با اوکابه در این کنفرانس آشنا میشود، تصمیم میگیرد که به آزمایشگاه آنها سر بزند و با اختراعات آنها از نزدیک آشنا شود. این باعث میشود که او به عنوان عضو چهارم آزمایشگاه به آنها بپیوندد. در ابتدای داستان شاهد صحبت در مورد مقوله «سفر در زمان» و تئوریهای مربوط به آن هستیم. این تئوریها که غالباً به دنیای فیزیک تعلق دارند، با جزئیات تمام توسط Kurisu توضیح داده میشوند تا ثابت کند که در شرایط کنونی امکان سفر در زمان وجود ندارد؛ زیرا برخی از پیشنیازهای آن، نظیر نوعی خاص از سیاهچاله، غیرقابل دستیابی هستند. با این حال، پس از گذشت مدتی مشخص میشود که یکی از اختراعات آزمایشگاه، گجتهای آینده که یک مایکروویو دستکاریشده است، قابلیتهایی دارد که سفر در زمان را به نحوهایی محدود قابل انجام میکند.

کوریسو، درو و اوکابه پس از ساعتها همکاری و تبادل نظر در مورد تئوریهای سفر در زمان، نحوه کار با این مایکروویو را فرا میگیرند و با قابلیتی به نام D-Mail به گذشته Email یا پیام ارسال میکنند. در این میان چند شخصیت دیگر همانند Luka، Faris، Moeka و Suzuha به شیوههای مختلف به آزمایشگاه میپیوندند و اعضای اصلی برای تست قابلیتهای سفر در زمان گجت جدید از آنها میخواهند که پیامی به گذشته بفرستند تا ببینند آیا تغییری در آینده انجام میشود یا خیر. هر کدام از این پیامها، از قضا، دنیای اطراف اوکابه و دوستانش را به طور کلی دچار تغییر میکنند، اما اوکابه تنها فردی است که این تغییرها را میتواند به یاد آورد و برای دیگران دنیا از ابتدا ریست میشود. او این قابلیت خود را Reading Steiner مینامد و تجارب و خاطرات خود را با سایر اعضای گروه در میان میگذارد. رفتهرفته تیم اوکابه با هک کردن کمپانی تحقیقاتی SERN متوجه میشوند که این کمپانی به صورت پنهانی آزمایشهایی در زمینه سفر در زمان انجام داده که منجر به کشته شدن افراد زیادی شده است. آنها تصمیم میگیرند که با استفاده از ابزار سفر در زمان SERN، به صورت مجازی قابلیتی در گجت خود ایجاد کنند که با آن امکان انتقال خاطرات شخص به گذشته وجود داشته باشد. پس از افزوده شدن این قابلیت به دستگاه، اتفاقاتی تلخ و ناگوار به وقوع میپیوندند که منجر میشود اوکابه بفهمد که اختراع این گجت و استفاده از آن تا چه اندازه خطرناک است و آیا راهی برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار به وسیله سفر در زمان وجود دارد یا نه.

داستان اشتاینز گیت در ژانر علمیتخیلی قرار دارد. در ابتدا بازی، تئوریهای فیزیک و فلسفه دنیای آن را احاطه میکند و نشان میدهد که داستان با تحقیق فراوان در مورد تئوریهای سفر در زمان و ابعاد پژوهشی آن نوشته شده است. گجت سفر در زمان اوکابه نیز همانند یک ماشین زمان ساده نیست و امکانات آن به شدت محدود است. در واقع تعادل خیلی خوبی بین جنبه علمی و تخیلی داستان وجود دارد که باعث شده که به تجربهای بیهمانند در زمره عناوین این ژانر بدل شود. جدا از جنبه علمیتخیلی داستان، تعادل بسیار خوبی بین جنبه طنز و درام داستان نیز برقرار است و دیالوگها و محیطهای بازی سرشار از رفرنس به عبارات مشهور دنیای اینترنت و جامعه اوتاکوی ژاپن هستند. ساختار ویژوال ناول به این شکل است که شما دنیا را از دید شخصیت اصلی (اوکابه) میبینید و او به ندرت و معمولاً در معدود صحنهها به صورت سومشخص نشان داده میشود. این باعث میشود که همانند عناوین اولشخص بتوانید خودتان را در نقش اصلی قرار دهید و در دنیای بازی فرو روید. در رمانهای تصویری قدیمی و ورژن اولیه اشتاینز گیت، معمولاً از تصاویر ثابت برای شخصیتهای روبهرو استفاده میشود که ممکن است گاهاً مقداری انیمیشن داشته باشند. در این نسخه، علاوه بر طراحی جدید تمامی کاراکترها و بکگراندها با کیفیت بالاتر، تکنولوژی به کار رفته E-mote باعث شده که انیمیشن تغییر چهره کاراکترها خیلی پویاتر از قبل باشد.
اشتاینز گیت عنوانی کاملاً خطی نیست و گاهاً درون اثر امکان این را دارید که با پاسخ دادن یا ندادن به پیامهایی که دریافت میکنید و ارسال پیام به گذشته در مواقع خاص، مسیر داستان را عوض کنید. غالب تصمیمات اساسی در نیمه دوم داستان انجام میگیرند و هر کدام یک پایان متفاوت را رقم میزنند. همانند سایر ویژوال ناولها که تمرکز بالایی روی روابط رومانتیک بین کاراکترها دارند، اشتاینز گیت نیز برای هر کدام از کاراکترهای بازی مسیر و پایان خاص خود را در نظر گرفته است. این بسته به تصمیم شما است که کدام مسیر را طی نموده و به کدام پایان برسید. برخی از مسیرها و پایانها منطقیتر و عمیقتر هستند و برخی دیگر بیشتر جنبه فنسرویس دارند. در این میان یک پایان اصلی یا True Ending نیز وجود دارد که نیازمند این است که در پاسخ به برخی از ایمیلها گزینههای درست را انتخاب کنید. روت و پایان اصلی بازی از حیث جنبه عاطفی و تأثیرگذاری بسیار قوی عمل کرده است و در چند چپتر پایانی شاهد صحنههایی هستیم که تا ابد در ذهنتان ماندگار خواهد شد. در این نسخه یک پایان جدید به اثر اضافه شده که شخصیت اوکابه را به دنیای گاما میبرد؛ جایی که هیچ شباهتی با دنیای اصلی اثر ندارد و اتفاقات آن اوکابه را حسابی بههم میریزد. با اینکه این مسیر و پایان جدید خیلی متفاوتتر از مسیرهای دیگر این اثر هستند، کوتاه بودن بیش از اندازه آن باعث شده که تأثیر کافی روی پلیر نداشته باشد و برای طرفداران قدیمی دلیلی کافی برای تجربه دوباره اثر نباشد.

اگر دقت کرده باشید، برخلاف نقدهای قدیمی، صحبت زیادی در مورد گیمپلی اثر نداشتیم و دلیل آن این است که رمانهای بصری به طور معمول گیمپلی خاصی ندارند و شما صرفاً مشغول خواندن متن و مشاهده شخصیتهای داستان هستید. از این جهت، چالش اصلی آن در پیدا کردن سرنخهای لازم برای گرفتن پایان اصلی خلاصه میشود. از این رو بهتر است با این دید اثر را تجربه کنید که انگار یک رمان مصور را ورق میزنید، تا اینکه یک بازی را تجربه میکنید.
موسیقی متن اثر توسط Takeshi Abo بازسازی شده است و سرشار از قطعات نمادین و گوشنواز است که حسابی با بکگراندها و وضعیت داستان هماهنگ هستند. صداپیشهگان نیز تمامی دیالوگها را از نو ضبط کردهاند و با دوبله حرفهای خود به هر شخصیت رنگولعاب خاصی دادهاند.
در مجموع، STEINS;GATE RE:BOOT یک رمان بصری شگفتانگیز است که به شما اجازه میدهد این عنوان نمادین ژانر علمیتخیلی را در قالبی جدید و زیبا تجربه کنید. شاید خط داستانی جدید کوتاه و چندان راضیکننده نباشد، اما خط داستانی اصلی به قدری قوی است که تجربه جدید یا دوباره آن به همه پیشنهاد میشود.

نظرات