خیلی کم پیش میاد که بعد از تجربه یه بازی و دیدن تیتراژش، تنها چیزی که به ذهنم برسه اینه که: "چی شد الان؟" معمولا این سوال بعد تجربه آثاری برام پیش میاد که تمرکز اصلی سازنده شون توی ارائه یک اثر هنری خاص باشه و به جرعت میتونم بگم که Reanmal واقعا خود هنره.
به عنوان کسی که تابحال هیچکدوم از بازی های استودیو tarsier رو تجربه نکرده و فقط اسم سری little nightmares به گوشم خورده و کلا این سبک بازی های به ظاهر کودکانه ولی به اصطلاح ترسناک رو بازی نکردم، مشتاق بودم ببینم چه چیز خاصی برای عرضه داره و ازونجایی که reanimal یه عنوان جدیده، با خیال راحت و بدون پیش نیاز میشه رفت سراغش و تو دنیای عجیب و جهنمیش غرق شد.

کابوس یا واقعیت
شروع بازی خیلی مبهم و نمادگرایانه س و این ابهام و نمادگرایی تا آخرین صحنه بازی ادامه خواهد داشت. اگه توضیحات خود بازی تو صفحه استیم رو نمیخوندم، اصلا متوجه نمیشدم که دو شخصیت اصلی خواهر و برادرن. بازی اونقدر گنگ هست که حتی اگه بیام هرچی که دیدم رو تعریف کنم بازم اسپویل نمیشید ولی ترجیحا به همون توضیحات خود بازی بسنده میکنم. دو خواهر و برادر در یک ماجراجویی عجیب در دنیایی جهنمی سعی در پیدا کردن و نجات دوستان خودشون هستن. اینکه از کجا اومدن، چرا اصلا نیاز به نجات دارن، این هیولاها کی هستن، چرا دنیا اینطوریه و... سوالایی هستن که تا انتها بی پاسخ میمونن و تمام جواباشون به عهده تئوری ها و برداشت مخاطب براساس اون مقدار کم اطلاعاتی که بدستمون میرسه قرار میگیره. گرچه این مسئله رو به هیچ وجه ایراد نمیدونم بلکه یکی از قدرتمندترین بخش های بازی، همین روایت گنگ و پر از حفره س که از مخاطب میخواد خودش با استفاده از گشت و گذار و نمادها و رازهای مخفی ای در جای جای مراحل قرار گرفته، پرشون کنه. بازی های شلوغ و پرخرج، ترسو هم هستن. میترسن یوقت مخاطب براش سوال پیش بیاد و بره شروع کنه ایراد گرفتن که داستان پر از حفره س و... بهمین دلیل همه چیز همیشه توضیح مشخصی داره، هیچ ایهامی وجود نداره و بعضی اوقات تا حدی پیش میرن که به شعور مخاطب توهین میشه. ولی بازی های کم خرج و کوچیک، هیچ واهمه ای ندارن، اتفاقا هرچی مبهم تر، خوراک تئوریسین های فضاهای مجازیه و میتونن کلی ویدیو و مقاله بسازن راجبش. به خودی خود همچین چیزی بد نیست و برای بازی های سبک ترس روانشناختی اتفاقا خیلی هم خوبه. این روایت مبهم در reanimal با قدرت به نمایش داده میشه و بشخصه از همراه شدن با این کوچولوهای بامزه و قدم زدن تو این دنیای وحشتناک و سعی در سردرآوردن از ماجرا تا آخرین لحظه، لذت بردم. برعکس انتظارم دیالوگ هم در بازی داریم ولی خیلی خیلی کمن و کلا دیالوگای تمام شخصیتا فک کنم 5 خط هم نشن که بازهم نشون دهنده تاکید سازندگان تو روایت تصویریه نه توضیح و دیالوگ اضافه.

اما اینکه این سبک روایت موفق بوده یا نه رو نمیتونم با اطمینان جواب بدم. درسته دوساعت داشتم کلی ازش تعریف میکردم و واقعا هم خوب و جذابه ولی بزرگترین مشکلم پایان بازیه. از نظر گیم پلی و pacing و روند کلی بازی، همه چی درسته، مرحله نهایی، تعقیب گریز و باس فایت نهایی، همه چی عالیه، درسته، سرجاشه ولی پایان نهایی بیش از حد گنگه؛ داستان جمع نمیشه، بسته نمیشه. نمیدونم پایان دیگه ای غیر از پایان اصلی بازی وجود داره یا نه ولی اگه نباشه، بنظرم تا این حد پایان باز هم معقول نیست. برای اینکه مطمئن بشم، دو بار بازی رو تا آخر رفتم و تمام سعیم رو کردم همه راه های مخفی رو پیدا کنم که بطور کلی به 4 دسته تقسیم میشن: یسری نقاب های اضافه، کانسپت آرت ها، مجسمه هایی که شمع شون رو روشن میکنیم و تابوت ها که البته نتونستم همه این هارو پیدا کنم و نمیدونم آیا پیدا کردن شون به پایانی متفاوت ختم میشه یا نه ولی اگه اینطور نباشه بنظرم بازی یه epilogue یا به اصطلاح اختتامیه کم داره چون داستان بسته نمیشه. حتی اگه قرار باشه نسخه دومی درکار باشه یا DLCـی براش منتشر شه، بازم بنظرم اصلا کار درستی نیست که مخاطب رو برای دیدن پایان اصلی، مجبور به دادن پول اضافه کنن.

با این حال به طور کلی دنیای reanimal رو خیلی دوست داشتم و سوای روایت گنگ و پایان نچندان راضی کننده ش، اتمسفر بازی بشدت گیراست. طراحی مراحل و محیط ها بخصوص شخصیت ها و هیولاها واقعا درجه 1 کار شدن. حس ورود به کابوس کودکانه رو میده، دنیا مث اونوقتاس که بچه بودیم و از همه چیز میترسیدیم و همه چیز و همه کس رو توی تاریکی، به شکلی درهم و ترسناک تصور میکردیم. همه چیز به طور غیرمنطقی ای بزرگه و دقیقا حس دیدن دنیای بزرگترا از نگاه بچه هارو میده. بعد از اولین رویارویی با هیولاها و فرار از دستشون، حس نگرانی و نا امنی همیشه باهاتونه و با وجود اینکه بطور کلی بازی خیلی آسونیه، به احتمال قوی، مرگ های زیادی رو تجربه خواهید کرد. طراحی محیط بازی و زاویه هایی که دوربین تو جاهای مختلف نشونمون میده واقعا آفرین داره و کاملا حرفه ای و سینماتیک کار شدن. لحظه ورود به مزرعه، فرار از هیولای یتیم خونه در راه پله و لحظه ورود به شهر غرق شده، فقط اندکی ازین زاویه های هنرمندانه س که در کنار صداپردازی بی نظیر این بازی، شما رو غرق این دنیای وحشیانه میکنن.

موسیقی زیادی در بازی وجود نداره و اکثرا فقط در لحظات پر تنش و تعقیب و گریزها پخش میشن که استرس بیشتری به مخاطب منتقل کنن و به خوبی هم از پس این کار برمیان اما به خودی خود، ترک های چندان خاطره انگیزی نداره. فقط تم اصلی بازی که شبیه زمزمه های کودکانه س خیلی بیادموندنیه. اما صداگزاری بازیه که اوج قدرت و خلاقیت سازنده ها رو به رخ میکشه. واقعا تیم صداشون دست مریزاد داره. از هیولاها گرفته تا ناله ها، فریادها، راه رفتن، زمین خوردن، استخون های خردشده، صدای خورده شدن، بلعیده شدن، همه چی، همه چی جوری طراحی شده که بره رو مختون؛ دیوونه تون کنه، استرس بده بهتون که باتوجه به گیم پلی فوق العاده ساده بازی، کاملا به همچین چیزایی نیاز داره برای جلوگیری از یکنواخت و خسته کننده شدن تجربه بازیکن.
Reanimal بازی ساده ایه، ازین نظر که برعکس اکثر بازی های ترسناک، نه معماییه، نه اکشن آنچنانی داره ولی جوری هم نیست که بهش برچسب "شبیه ساز راه رفتن" یا walking simulator زد. یه پلتفرمر ساده س و همونطور که قبلا هم گفتم، احتمال اشتباه و مردن توش زیاده ولی کلا ساختار بازی جوری نیست که بازیکن رو به چالش خاصی بکشه. این شاید برای عده ای نکته منفی ای بنظر بیاد ولی باتوجه به چیزی که تجربه کردم، ظاهرا هدف اصلی سازنده ها خلق یه دنیای خاص وعجیب و بعدش پرت کردن ما به اون دنیاس و میخوان که غرق این فضاسازی و ماجراجویی نسبتا ترسناک بشیم. عدم وجود هیچگونه نوار سلامتی و نقشه و راهنما هم گواه دیگری بر این مسئله س. بازی میخواد که بدون هیچ مزاحمی، تو دنیاش غوطه ور بشیم. مدام سعی در درگیرکردن بازیکن به روش های مختلف داره. تعقیب گریزها، مخفی کاری، گشت و گذار و پیدا کردن کلید و ابرازهای مختلف برای باز کردن مسیر و حتی کمی هم مبارزه؛ هر مرحله یه چیز جدید معرفی میشه و برگ برنده بازی، مدت زمان کاملا بجا و اندازه شه. کل بازی رو تو یه بعدازظهر و نهایت 3 4 ساعته میشه تموم کرد و نکته خوب دیگه بازی اینه که قابلیت دونفره آفلاین و آنلاین هم داره. تمام این مراحل و تعقیب و گریزها و ماجراجویی ها، جوری طراحی شدن که هیچوقت مخاطب رو خسته نکنن. بخصوص مرحله پایانی بازی که به زیبایی اون حس climax بودن رو میده و برای همین گفتم از نظر گیم پلی، پایان بازی کاملا راضی کننده س. تنها ایرادی که میتونم بهش بگیرم، یسری باگ های مربوط به هوش مصنوعی شخصیت خواهر و هرازگاهی باگ های فنی عجیبه که چندین دفعه موقع حرکت کردن و وقتایی که نیاز به تعاملش داشتم، ناگهان تو در و دیوار گیر میکرد یا یهو کلا از زمین بازی خارج میشد و باعث میشد مجبور شم کلا بازی رو از checkpoint آخر دوباره شروع کنم. من دوبار بازی رو تا آخر رفتم و در طول این مدت کلا 3 4 بار به این باگ ها خوردم و امیدوارم تو نسخه نهایی بازی با آپدیت برطرف شون کنن.

بازی Reanimal تجربه ای لذتبخش، دلهره آور، هنرمندانه و فراموش نشدنیه که کاملا مناسب افرادیه که بجای چالش، دنبال یه تجربه راحت ولی منحصربفرد و درگیرکننده باشن. طراحی دنیای بسیار خاصش شما رو غرق خودش میکنه و با وجود روایت مبهمش، دنیای جهنمی و خاطره انگیزی ساخته. تنها چیزی که این بازی رو از یک عنوان بی نقص شدن دور نگهمیداره، پایان نچندان راضی کننده ش و باگ های فنی معدودشه که در کل این مشکلات به حدی نیستن که شمارو از تجربه این اثرهنری زیبا پشیمون کنند.


نظرات