نویسنده: مهدی افتخاری یکشنبه، 03 فروردين 1399
ساعت 13:48

نقد و بررسی بازی Doom Eternal


زیباترین جهنم


تعداد بازدید: 1830
4.38 از 5

در یک نگاه کلی، ممکن است تمامی نسخه‌های فرنچایز Doom، عناوین اکشن محور ساده‌ای به نظر برسند که هیچ حرف خاصی برای گفتن ندارند؛ اما اگر با دقت بیشتری هر کدام از آن‌ها را مورد بررسی قرار دهید، متوجه خواهید شد که نه تنها تک تک این عناوین جزو بهترین بازی‌های ژانر خود هستند، بلکه بسیاری از آثار اکشن محوری که در چند نسل اخیر منتشر شده‌اند(حتی عناوین غیر FPS)، تعدادی از ایده‌های دوست داشتنی خود را مدیون فرنچایز دوم هستند. Doom Eternal را نیز می‌توان همانند نسخه‌های قبلی این فرنچایز، در دسته‌ی بهترین شوترهای اول شخص قرار داد. اترنال علاوه بر اینکه به بهترین شکل ممکن به ریشه‌های سری وافادار مانده، ایده‌های تازه‌ای را با خود به همراه دارد که تجربه‌ای نسبتا متفاوت را برای بازیکنان به ارمغان می‌آورند. اگرچه تمامی تغییرات اعمال شده در اترنال خوشایند نبوده و تکامل به حساب نمی‌آیند. مهم‌تر از آن اینکه بازی مشکل همیشگی این سری یعنی داستان کلیشه‌ای را همچنان با خود یدک می‌کشد. هیچکدام از این مشکلات آسیب جدی به تجربه بازیکن وارد نکرده و چیزی از اتمسفر فوق العاده و گیم پلی بی همتا بازی کم نمی‌کنند، اما وجود آن‌ها در عنوان کم نظیری مانند اترنال می‌تواند گاهی نا امیدکننده باشد؛ به خصوص برای طرفداران سرسخت این فرنچایز.

Doom-Eternal-Review-P1

ماجرای اترنال دو سال پس از اتفاقات دوم 2016 آغاز می‌شود؛ به خاطر اتفاقی که در بازی قبلی افتاد(یعنی باز شدن دروازه جهنم به دنیای انسان‌ها)، حال زمین مورد تهاجم شیاطین قرار گرفته و هیچ ارتشی جلودار آن‌ها نیست. فقط یک نفر می‌تواند انسان‌ها را از این جهنم نجات دهد و آن هم کسی نیست جز دوم اسلیر. بنابراین، اسلیر عزم خود را جزم کرده تا تمامی کاهنان جهنمی(که همه شیاطین پیرو آن‌ها هستند) را پیدا کند و با به قتل رساندن‌شان، بشریت را از شر شیاطین جهنمی خلاص کند. اگرچه داستان کلی بازی بیش از حد ساده به نظر می‌رسد، اما باور کنید یا نه جذابیت‌های کوچک و بزرگی در آن وجود دارند که دوم را به یک اثر منحصر به فرد تبدیل می‌کنند. مهم‌ترین این جذابیت‌ها بدون شک خود کارکتر اسلیر است؛ درست از همان لحظه‌ای که بازی آغاز می‌شود و او را در حال آماده شدن برای مبارزه با شیاطین می‌بینید، حس خوبی به شما دست می‌دهد. مشخصه مهمی که قهرمان دنیای دوم را از هر پروتاگونیست دیگری متمایز می‌سازد(یا حتی خود دوم را از هر فرنچایز دیگری متمایز می‌سازد)، این است که او از هیچ چیز هراس نداشته و هیچ شیطانی(مهم نیست چقدر هولناک باشد) جلودار او نیست؛ این مشخصه را به راحتی می‌توان در تک تک لحظات اترنال مشاهده کرد، چه در نگاه‌های بهت زده دیگر شخصیت‌های بازی به اسلیر و چه در چهره‌های وحشت زده شیاطینی که سر راه شما سبز می‌شوند. بر خلاف بسیاری از بازی‌ها که شخصیت اصلی را در برابر دشمنان ضعیف جلوه داده یا تلاش می‌کنند تا شما را از دشمنان بترسانند، در اترنال از همان ابتدای کار متوجه خواهید شد که هیچ موجود زنده‌ای قدرتمندتر از اسلیر وجود ندارد. همین ویژگی لذت درگیری با دشمنان را افزایش داده و باعث می‌شود بعد از کشتن هر باس به فجیح‌ترین شکل ممکن، پوزخندی بزنید؛ مخصوصا اگر آن باس هولناک‌تر و قدرتمندتر از اسلیر به نظر برسد.

Doom-Eternal-Review-P2

مشکل اصلی روایت داستانی این است که بازی گاهی فراموش می‌کند یک روایت داستانی دارد! با وجود جذابیت کارکتر اسلیر، برخی توییست‌های داستان و دنیایی که ماجرای دوم در آن شکل می‌گیرد، بازی در مورد بسیاری از اتفاقات یا کارکترها هیچ توضیح خاصی به شما نداده و انتظار دارد که ساعت‌ها از وقت خود را پای خواندن Codex Emteryهای مختلف بگذارید. علاوه بر آن، به دلیل سادگی بیش از حد روایت داستانی(برو آنجا، فلان کار را انجام بده و بعد برگرد اینجا) گاهی خیلی راحت می‌توان داستان بازی را به کل به فراموشی سپرد. زمانی که در حال سلاخی کردن گروه بیشماری از شیاطین هستید، به اینکه چرا دارید این کار را انجام می‌دهید اهمیت نخواهید داد و فقط روی تکه تکه کردن دشمنان تمرکز خواهید کرد؛ مگر اینکه یک میان پرده بعد از مبارزه وجود داشته باشد که خوب همان میان پرده هم معمولا متشکل از دیالوگ‌های کلیشه‌ای است(ما را نجات بده، ما شما را نابود می‌کنیم، آن‌ها شکست ناپذیرند و از این حرف‌ها)!

خوشبختانه روایت داستانی ضعیف بازی چیزی از گیم پلی بی نظیر آن کم نمی‌کند. تغییرات زیادی در اترنال اعمال شده تا بازی فقط یک دنباله ساده با گرافیک بالاتر برای دوم 2016 نباشد. کنترل اسلیر ریسپانسیوتر از همیشه است و شلیک کردن، مشت زدن، از وسط نصف کردن و هر عمل دیگری که در بازی انجام می‌دهید به خوبی احساس می‌شود. هوش مصنوعی دشمنان به شدت ارتقا یافته و تعداد آن‌ها در هر مبارزه نسبت به بازی قبلی افزایش چشمگیری داشته است؛ از این رو، مدام حرکت کردن از اهمیت بالایی برخوردار بوده و کلید اصلی زنده ماندن است. در یک نبرد سنگین، نمی‌توانید بیشتر از پنج ثانیه سر جای خود بایستید چرا که فایربال‌ها، گلوله‌ها، موشک‌ها و یا حتی دشمنانی که به سرعت به سمت شما می‌دوند اجازه این کار را نمی‌دهند.

علاوه بر حرکات سریع شما، فاکتور دیگری که تاثیر به سزایی در پیروز شدن در مبارزات دارد، زرنگی شما و تصمیماتی است که در هر ثانیه اتخاذ می‌کنید؛ به دلیل دیزاین متنوع و عالی دشمنان، هر کدام از آن‌ها خصوصیات متفاوتی داشته و شما را به شکل خاصی مورد حمله قرار می‌دهند، شما نیز اگر می‌خواهید پیروز میدان باشید باید برای از بین بردن هر کدام از آن‌ها روش متفاوتی را به کار بگیرید و اسلحه‌ها و قابلیت‌ها فراوانی که در اختیارتان است، این روش‌های متفاوت را برای شما فراهم می‌کنند؛ Modهای اسلحه‌ها، Runeهای مختلف، آپگریدهای لباس اسلیر و یا حتی قابلیت جدید او یعنی Dash، همه و همه راه را برای انجام دادن مبارزات به صدها روش مختلف باز می‌کنند. همه این اسلحه‌ها و قابلیت‌ها را در کنار طرح بندی زیبا و مناسب هر مرحله قرار دهید تا متوجه شوید که چرا دوم اترنال ارزش تکرار بسیار بالایی دارد. البته وجود این آزادی عمل به تنهایی برای پیروز شدن در مبارزات کافی نیست، نکته مهم‌تر این است که باید تصمیم درست را در زمان درست اتخاذ کنید چرا که کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند کشنده باشد و همین ویژگی مبارزات را به شدت هیجان انگیز و نفس گیر می‌کند. برای مثال، زمانی که فقط پنج درصد از جان اسلیر باقی مانده استفاده از Glory Kill(چیزی مانند Take Down با این تفاوت که خشونت بیشتری دارد) می‌تواند شما را از مرگ حتمی نجات دهد(چراکه گلوری کیل باعث می‌شود دشمنان Health Bar از خود به جا بگذارند) و زمانی که با کمبود مهمات مواجه می‌شوید، استفاده از اره برقی اسلیر(که باعث می‌شود دشمنان از خود مهمات به جا بگذارند) برای چند دقیقه خیال شما را آسوده نگه می‌دارد. استفاده درست از اسلحه‌ها نیز اهمیت بسیار زیادی دارد؛ در وخیم‌ترین شرایط، زمانی که هیچ امیدی به پیروز شدن ندارید، شاید استفاده از یک اسلحه مناسب به تنهایی بتواند شما را از مخمصه نجات دهد. برای مثال، شاتگان بهترین راه برای از سر راه برداشتن دشمنان کند است، مسلسل‌های شما در دور نگه داشتن Cacodemonها(شیاطین روی اعصابی که به سمت شما پرواز می‌کنند) بسیار موثر است و یا راکت لانچر می‌تواند سرعت دشمنان قوی هیکل را کاهش داده و به شما فرصتی برای فرار بدهد. در ابتدای بازی شاید کارایی اسلحه‌ها و قابلیت‌ها کمی گیج کننده به نظر برسد و فراگرفتنشان اعصاب شما را بهم بریزد، مخصوصا به خاطر HUD شلوغ بازی؛ اما زمانی که با کنترل آن آشنایی لازم را پیدا کرده و در مبارزات ماهر شوید، تمامی درگیری‌های شما با دشمنان به رقص‌های زیبا و پر هرج و مرجی تبدیل شده که باعث می‌شوند از شدت هیجان بالا و پایین بپرید.

به طور کلی گیم پلی اترنال، چالش‌های بیشتری را نسبت به دوم 2016 پیش روی شما می‌گذارد که مهم‌ترین آن‌ها محدود شدن مهمات اسلیر و سرسخت شدن دشمنان است. اگرچه این چالش‌ها دلایل اصلی جذابیت مبارزات هستند، اما ممکن است در نیمه دوم بازی کمی آزار دهنده شوند. برای مثال، زمانی که تعداد دشمنان در یک درگیری به 100 نفر می‌رسد، همه مهمات شما تمام می‌شود و نوار جانتان به یک درصد می‌رسد، واقعا دیگر چاره‌ای بجز پذیرفتن شکست نخواهید داشت. ناگفته نماند که بر خلاف نسخه قبلی، اینبار محیط اطرافتان هم دشمن شما به حساب می‌آید. ممکن است گل و لایی که در محیط یک مرحله وجود دارد سرعت شما را به شدت کاهش دهد و یا توپ‌هایی که فایربال شلیک می‌کنند در حین مبارزات مدام تعادل شما را بهم ریخته و اجازه ندهند پلتفرمینگ را به راحتی انجام دهید. هیچکدام از این چالش‌ها مشکلات اساسی به حساب نمی‌آیند، اما هرزگاهی سرعت و لذت مبارزات را کاهش می‌دهند.

به منظور جلوگیری از تکراری شدن روند گیم پلی، بین مبارزات قسمت‌های کوتاهی برای پلتفرمینگ و جمع آوری Collectableها قرار داده شده که می‌توانند کمی شما را سرگرم نگه دارند. پلتفرمینگ یکی از المان‌های نسبتا مهم گیم پلی است چرا که در تمامی مراحل از آن برای دستیابی به نقاط مختلف محیط استفاده می‌شود، چه برای پیدا کردن کالکتبل‌ها و آپگریدها، چه برای حل معماهای کوچک و پیشروی در داستان اصلی. هیچ پیچیدگی خاصی در مورد پلتفرمینگ و اکسپلوریشن اترنال وجود ندارد، با این حال این دو فعالیت استراحت خوبی در بین مبارزات به حساب می‌آیند و به خوبی شما را برای نبرد بعدی آماده می‌کنند. علاوه بر اینها، یک بخش Customization یا شخصی سازی نیز برای بازی وجود دارد که اجازه می‌دهد ظاهر اسلیر خود را تغییر دهید؛ اگرچه شخصی سازی در بازی مانند دوم زیاد منطقی به نظر نمی‌رسد، چرا که فقط در میان پرده‌ها می‌توان اسلیر را مشاهده کرد و مهم‌تر اینکه به دلیل عدم جذابیت این بخش، خیلی راحت آن را به فراموشی خواهید سپرد.

Doom-Eternal-Review-P3

جلوه‌های بصری اترنال بدون شک فوق العاده هستند؛ اما منظور از جلوه‌های بصری فوق العاده فقط افکت‌های تصویری زیبا یا بافت‌های با کیفیت نیست، بلکه کوچک‌ترین جزئیات زیبایی کار را افزایش می‌دهند. استخوان‌هایی که از دست و پای شیاطین بیرون می‌زند، خون‌هایی که از سر و گردنشان فوران می‌کند و تکه‌هایی که از دل و روده آن‌ها روی زمین می‌افتد همه و همه کاری می‌کنند تا دست از گلوری کیل‌های بی نظیر بازی بر ندارید. شاید حتی نیازی به انجام گلوری کیل نداشته باشید، اما فقط به خاطر لذتی که در آن وجود دارد انجامش می‌دهید تا ببینید اسلیر چه بلایی سر دشمنان بدبخت در می‌آورد. مهم‌تر از همه اینکه بازی هم روی پی اس 4 پرو و اکس باکس وان اکس و هم روی کنسول‌های پایه، با نرخ 60 فریم بر ثانیه اجرا می‌شود. و اگر PC شما به اندازه کافی قدرتمند باشد می‌تواند بازی را با نرخ 1000 فریم بر ثانیه هم اجرا کند. مسلما نرخ فریم بالا تاثیر به سزایی در عنوانی مانند اترنال دارد چرا که جریان مبارزات را تا حد ممکن سریع و روان نگه می‌دارد.

و بالاخره موسیقی‌ها و صداگذاری بازی کار را به اوج کمال می‌رسانند. شنیدن تم اصلی دوم در لحظات ابتدایی بازی برای طرفداران دیرینه فرنچایز بسیار لذت بخش خواهد بود. علاوه بر آن، موسیقی‌هایی که در طول بازی شنیده می‌شوند همه با ریتم مبارزات همخوانی داشته و هیجان آن‌ها را افزایش می‌دهند، به خصوص هیجان باس فایت‌ها را. صداگذاری اترنال نیز تقریبا در بهترین سطح ممکن قرار دارد و اکثر افکت‌های صوتی بازی بسیار گوش نواز هستند. شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما هیچگاه از شنیدن ضجه‌های برخی شیاطین روی اعصاب بازی خسته نخواهید شد!

Doom-Eternal-Review-P4

Doom Eternal یک دنباله قابل قبول برای Doom 2016 است؛ اگرچه تکامل آن، آنقدر که باید رضایت بخش نیست. با وجود پیشرفت‌هایش نسبت به نسخه پیشین، بازی مشکلاتی را با خود به همراه دارد که اجازه نمی‌دهند نتیجه کار یک شوتر کامل و بی نقص باشد. با این حال، دوم اترنال نه تنها یکی از بهترین شوترهای اول شخص نسل هشتم، بلکه یکی از بهترین شوترهای اول شخصی است که تا به حال ساخته شده و همانند نسخه‌های قبلی این فرنچایز، با عناوین ژانر خودش بسیار متفاوت است. گیم پلی سریع و لذت بخش در کنار جلوه‌های بصری چشم نواز و موسیقی متن عالی، یک تجربه فوق العاده هیجان انگیز را خلق کرده که مشابه آن را نمی‌توان همه جا پیدا کرد. اگر آشنایی زیادی با دوم نداشته و بدون هیچ انتظار قبلی به سمت اترنال می‌روید، مطمئن باشید که غافلگیر خواهید شد؛ اگر هم از طرفداران این فرنچایز هستید بدانید که دوم اترنال شما را نا امید نخواهد کرد.

«بازی Doom Eternal توسط ناشر برای نقد و بررسی در اختیار بازی‌مگ گذاشته شده است»

گرافیک
9.0
گیم پلی
8.5
داستان
7.0
موسیقی و صداگذاری
9.0
کنترل
9.0
Doom Eternal یک دنباله قابل قبول برای Doom 2016 است؛ اگرچه تکامل آن، آنقدر که باید رضایت بخش نیست. با وجود پیشرفت‌هایش نسبت به نسخه پیشین، بازی مشکلاتی را با خود به همراه دارد که اجازه نمی‌دهند نتیجه کار یک شوتر کامل و بی نقص باشد. با این حال، دوم اترنال نه تنها یکی از بهترین شوترهای اول شخص نسل هشتم، بلکه یکی از بهترین شوترهای اول شخصی است که تا به حال ساخته شده و همانند نسخه‌های قبلی این فرنچایز، با عناوین ژانر خودش بسیار متفاوت است. گیم پلی سریع و لذت بخش در کنار جلوه‌های بصری چشم نواز و موسیقی متن عالی، یک تجربه فوق العاده هیجان انگیز را خلق کرده که مشابه آن را نمی‌توان همه جا پیدا کرد.
نقاط قوت
  • تک تک درگیری‌های شما با دشمنان، هیجان انگیز، نفس گیر و پر هرج و مرج است
  • جلوه‌های بصری چشم نواز، مبارزات را بسیار زیبا و نرخ 60 فریم بر ثانیه، آن‌ها را روان نگه می‌دارد
  • صداگذاری بسیار خوب و موسیقی‌های عالی که واقعا برازنده عنوانی از فرنچایز Doom هستند
نقاط ضعف
  • کمبود مهمات و سرسختی دشمنان گاهی در نیمه دوم بازی آزار دهنده می‌شود
  • روایت داستانی همچنان ساده و فراموش شدنی است
  • بخش Customization از جذابیت کافی برخوردار نیست
8.7/10

امتیاز شما

(40 رای )
8.5/10
خیلی خوب
  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید و یا ثبت نام کنید.