نویسنده: حسین صدری یکشنبه، 07 خرداد 1396
ساعت 14:36

نقد و بررسی بازی The Surge

تعداد بازدید: 696
3.56 از 5

کلون علمی تخیلی دارک سولز | نقد و بررسی بازی The Surge

درست از همون روزی که چند دقیقه ی اول گیم پلی بازی رو دیدم متوجه شدم که بازم با یه دارک سولز طرفم. متوجه شدم که دایره ی بازی های مقلد این سه گانه داره خیلی گسترده تر از این حرفها میشه. واسه ی یه نفر مثل من که دارک سولز از بهترین های زندگیش بوده و توی بوجود اومدن نگاهی که نسبت به صنعت گیم داره سهم عظیمی داشته خب این خبر خوشحال کننده ایه. مخصوصا وقتی که خبر می رسه استاد عزیزمون (میازاکی) دیگه قرار نیست با سری سولز مستفیضمون کنه. گرچه امید های ما برای زیارت دوباره ی روی ماه "بلاد بورن" و یا "دیمن سولز" یه ذره کم رنگه اما با دیدن بازی هایی مثل NiOh یا همین The Surge خودمون می تونیم امیدوار باشیم که گرچه دارک سولز تموم شد ولی میراثش هنوز زنده هست و حالا حالا ها قراره کلون های ریز و درشتش رو همه جا ببینیم.

وقتشه که جدید ترین کلون این مجموعه رو با هم یه بررسی بکنیم و ببینیم استودیوی CI Game که بازی های اخیرش خیلی خیلی ناکام بودن تونسته اینبار به هدفش برسه یا نه. همراه ما باشید.

The Surge Review P1

The Surge

داستان بازی The Surge

درباره ی داستان باید گفت که این بازی هم پیرو راه دارک سولز خودمونه و خوشبختانه سازنده ی اون به جای طرح روش های عجیب و غریب و افتضاح روایی که مشابهش توی بازی های دیگه ریخته، تصمیم گرفته همون راهی رو بره که سازنده های دارک سولز چند سال پیش آسفالتش رو ریختن.

بازی مستقیما داستانشُ رو نمی کنه و کسی رو هم مجبور نمی کنه که داستان رو دنبال کنه. بازیباز گرامی می تونه خیلی راحت سرش رو بندازه پایین و فقط مراحل رو ادامه بده ولی اگه دلش هم خواست می تونه کمی هم به داستان توجه کنه.

ماجرا درباره‌ی مردیه به نام Warren که متاسفانه بدنش از کمر به پایین فلجه. اون تصمیم می گیره با استفاده از تکنولوژی های یه کمپانی بزرگ توانبخشی کاری کنه که بدنش مجددا توانا بشه و بازم بتونه مثل آدم های عادی راه بره و کار های روزانه ش رو انجام بده. اما وقتی بعد از عمل جراحی به هوش میاد، متوجه میشه جهان دور و برش به کلی عوض شده و حالا خبری از اون جای مدرن و شیک نیست. اون خودش رو وسط دریایی از آهن پاره و ساختمون های ویران شده میبینه و البته یه سری موجودات عجیب و غریب روباتی هم به دلیل نامعلومی قصد جونشو کردن!

داستان بازی درست مثل بازی های دارک سولز روایت میشه. از کات سین های کارگردانی شده یا موارد شبیه به اون خبری نیست و شما باید خودتون دنبال داستان بازی بگردین. اگه خاطرتون باشه سری دارک سولز برای روایت داستانش از سه تا عنصر خاص استفاده می کرد. اولین عنصر دیالوگ های بین کارکترها بود. دومی اتفاقات و مواردی بود که بازیباز در طول بازی بهشون بر می خورد و سومی هم توضیحاتی بود که آیتم های مختلف در اختیارمون می‌ذاشتن. این سه عنصر در ترکیب با هم داستان به شدت پر رمز و راز و عجیب دنیای دارک سولز رو فاش می کردن و باعث شده بودن تا (البته به نظر بنده) توی این بازی شاهد یکی از متفاوت ترین سبک های روایت داستان باشیم. حالا توی بازی The Surge هم با همین موارد طرفیم. با این تفاوت که بازی بار اصلی روایت رو روی دوش فایل های صوتی انداخته. فایل های صوتی ای که همه جای محیط بازی پیدا می شن و با جمع کردن و گوش دادن بهشون می تونید بفهمید توی این دنیای خراب شده چه خبره و چی به چیه.

The Surge Review P2

-داداش می تونی بی زحمت دارو های منم پیدا کنی؟
- داداش به خدا شرمنده ام فرصت نیس! باید بازی رو زود تموم کنم که نقدش به موقع برسه!

بازی شخصیت های مختلفی داره و درست مثل سری سولز به NPC های متعددی بر می خورین که هر کدومشون داستان خودشونو دارن. حتی بعضی از اون ها بهتون کوئست های مختلفی هم می دن که انجام دادن یا ندادنش به خودتون بستگی داره. البته توی زمینه ی شخصیت پردازی بر خلاف استاد که سری سولز باشه، شاگرد یعنی The Surge عملکرد خوبی نداره و شخصیت ها و مخصوصا شخصیت اصلی شباهت زیادی به سیب زمینی دارن. هیچ گونه پرداختی برای این شخصیت Warren نام ما انجام نشده و بنظرم حتی هیچ تلاشی هم نشده. شخصیت های دیگه هم گاهی پیش میاد که جذابیت هایی داشته باشن اما حضورشون واقعا کوتاه تر از چیزیه که فکر می کنید و معمولا همیشه با Warren بی استعداد پخمه تنهایید.

گیم پلی بازی The Surge

بازی همونطور که گفتیم توی همه ی بخش های گیم پلی سری دارک سولز رو الگوی خودش قرار داده و سعی کرده همه ی استاندارد ها رو با توجه به گیم پلی سولز بچینه. اینجا هم مجددا با همون فرمول های آشنا طرفیم. شما با کشتن دشمنان مختلف مقداری امتیاز (یا Soul!!) دریافت می کنین که می تونید باهاش کار های مختلفی از جمله لول آپ (Level Up) انجام بدین. البته در صورتی که موفق بشین Soul هاتون رو به سلامت تا بنفایر برسونین!

بازی توی گیم پلی ساختاری نقش آفرینی داره و طبق المان های سری سولز پیش میره. این بار هم یه لوکیشن تو در تو و پر رمز و راز در اختیارتون قرار داده میشه و شما موظفید همه جای اونو بگردین تا مسیر اصلی رو پیدا کنین. قاعدتا دشمن های مختلفی هم توی این مپ حاضر ان که باید از سدشون بگذرین.

مثل همه ی بازی های نقش آفرینی و البته بازی های دارک سولز تعداد خیلی زیادی آیتم مختلف هم کف محیط بازی ریخته که باید جمعشون کنید. هر کدوم از این آیتم ها جزو دسته ی خاصی قرار می گیرن و بسته به ماهیتشون استفاده های مختلفی براتون دارن. توی این بازی جست و جو به دنبال آیتم های مختلف کار مهمیه. چون این بازی هم در راه الهام گیری از دارک سولز، سختی به شدت بالایی داره و به هیچ وجه نمیشه مراحلش رو سر سری رد کرد. شما برای زنده موندن توی این بازی ناچارید تا از تمام ظرفیت های کارکترتون استفاده کنین و تا جایی که ممکنه اون رو ارتقا بدین. در واقع اگه موفق بشین به بهینه ترین شیوه ی ممکن آیتم هاتون رو با هم ترکیب کنین می تونین امیدوار باشین که نتیجه ی خوبی از مبارزه ها می‌گیرین.

به طور کلی این آیتم ها به چند دسته ی کلی تقسیم می شن. زره ها، اسلحه ها، چیپ ها و آیتم های مخصوص گرفتن امتیاز. (دقیقا همون Soul of a Brave Warrior ها و Soul of a Hero های دارک سولز) چیپ ها توی این بازی دقیقا همون Ring های دارک سولز هستن. هر کدومشون خاصیت مختلفی داره و باید بر اساس سبک بازیتون اونا رو مدیریت کنین. تفاوت Surge اینجا با دارک سولز اینه که تعداد رینگ ها توی اون بازی ثابت بود و از اول بازی همه اسلات های اون در اختیار گیمر بود. اما اینجا با Level Up کردن می شه تعداد اسلات های چیپ ها رو افزایش داد. بقیه آیتم ها هم قاعدتا یا اسلحه هستن و یا موارد پوشیدنی.

توی این بازی نسبت به بازی های نقش آفرینی دیگه زره بازیباز به قطعات کوچک تری تقسیم میشه. شما باید پوشش سر، پوشش دست راست، دست چپ، پای راست، پای چپ و همینطور بدنه ی اصلی رو فراهم کنین تا زرهتون تکمیل بشه. حالا چطور باید این تکه های زره رو به دست آورد؟ خب برای جواب دادن به این سوال لازمه که مبارزات بازی رو توضیح بدم.

The Surge Review P3

توی این بازی مثل دارک سولز خبری از نقشه نیست اما این نقشه های روی دیوار تا حدی کمک می کنن بفهمید کجای این جهنم هستید

مبارزات در بازی The Surge

سیستم مبارزات دقیقا از دارک سولز کپی شده و پیست شده توی این بازی! البته شاید به باور بعضی ها این سیستم به خاطر اولویتی که برای Dodge دادن (جا خالی دادن) قرار داده بیشتر شبیه بلاد بورن باشه. به هر حال فرقی نمی کنه. اینجا هم دو نوع ضربه داریم. یکی ضربات سبک و دیگری ضربات سنگین. با اجرای هر کدوم از این ضربه ها کمبو های خاصی اجرا میشه و حتی می تونید با ترکیبشون کمبو های ترکیبی خلق کنید. توی این بازی سپری وجود نداره. به همین خاطر اولویت و صرفه با Dodge کردن هست. البته به جای سپر توانایی دفاع در مقابل ضربات هم براتون فراهمه. این قابلیت البته فقط به درد ضربات سبک می خوره و برای ضربه های سنگین تر اصلا جواب نمی ده.

شما گوشه ی صفحه ی بازی سه تا نوار با رنگ های مختلف می بینید. اولین نوار، نوار سلامتی یا همون HP هست. نوار دوم نوار استامینا (Stamina) هست که استقامت بدن شما رو نشون میده و با فعالیت هایی مثل دویدن، جای خالی دادن و یا دفاع کردن در برابر ضربات از مقدارش کم میشه. سومین نوار توی بازی های دارک سولز نبوده و خلاقیت خود سازنده هاست. این نوار که انرژی نام داره از ابتدا خالیه و با وارد کردن هر ضربه (بسته به ویژگی های اسلحه ای که دستتونه) یه مقدار مشخص انرژی درونش وارد میشه. وقتی که این نوار به یه نقطه ی مشخص برسه شما می تونید کار های زیادی با اون انجام بدین. می تونین با اجرای فینیشر (Finisher) شر دشمنانتون رو کم کنید. و یا این که می تونید از درون (Drone) استفاده کنین. درون توی این بازی نوعی اسلحه هست که می تونه به اشکال مختلفی به شما کمک کنه. درون ها گاهی از راه دور صدمه می زنن و گاهی هم صدمات نزدیک. و با پر شدن نوار انرژی میشه از قابلیت های به درد بخورشون استفاده کرد.

این ویدئو یکی از باس فایت های بازی رو نشون می ده. باس غول پیکری که بنده چند دقیقه ای جلوش دوام آوردم ولی نهایتا زورش به من چربید!

مبارزه های این بازی یه ویژگی خیلی خوب داره که مهمترین وجه تمایز این بازی با دارک سولز هست. این ویژگی نه تنها توی دارک سولز و بازی های مشابهش نیست بلکه تابحال توی بازی دیگه ای هم دیده نشده. زمانی که شما یه دشمن رو هدف می گیرید و قصد ضربه زدن به اون رو دارید می تونین از بین اعضای مختلف بدنش انتخاب کنین که ضربه به کدوم قسمت وارد بشه. طبیعتا بعضی از اعضای بدن، پوشش کمتر و یا ضعیف تری دارن و ضربه زدن به اون ها راحت تره. با این قابلیت شما می تونین قسمت های ضعیف تر رو پیدا کنین و ضربه تون رو به اون ها وارد کنین. از طرفی این امکان هم فراهمه که ضربه رو به قسمت های زره دار وارد کنین و با اجرای فینیشر اون عضو بدن دشمن رو قطع کنین.

قطع کردن اعضای بدن دشمنان در (صورتی که بخشی از زره روشون باشه) باعث میشه بتونید اون عضو رو اصطلاحا "لوت" کنید. با این کار از اون قسمت از زره یه بلوپرینت (Blue Print) به شما داده میشه که می تونید بعدا با مراجعه به دستگاه های مخصوص اون قسمت رو بسازید. با این سیستم می تونید هر بار که زره جدیدی رو تن یه دشمن دیدین، سریعا با فارم کردن تعدادی از اون نوع دشمن، کل زره رو به دست بیارین. خوبی این سیستم اینه که دیگه لازم نیست وابسته به شانس باشین و خدا خدا کنین که با کشتن فلان دشمن زرهش "دراپ" (Drop) بشه. خیلی راحت میرین و دست و پای اون بد بختو قطع می کنین و بعدش هم خوشحال و شاد زرهتون آماده میشه! برای ساختن قطعات زره باید اول بلو پرینت مخصوص به اون رو داشته باشید. بعد از اون باید ببینید برای Craft کردن قطعه ی مورد نظرتون چه منابعی نیاز دارین. آیتم های مختلف و مقدار مشخصی Soul (!) همیشه برای ساختن آیتم های جدید لازم ان و باید اون ها رو از گوشه به گوشه ی محیط پیدا کنین.

حرف از Soul شد! این کلمه به طور کلی اصطلاحیه که توی بازی های دارک سولز به امتیازات و در واقع همون XP ها گفته میشه. توی بازی The Surge هم این امتیازات اسم خودشون رو دارن ولی ما اینجا Soul صداشون می کنیم! با Soul هایی که جمع می کنید می تونید لول (Level) کارکترتون رو ارتقا بدین. هر چی لولتون بالا تر بره امتیازات بیشتری برای لول آپ بعدی لازمه. درست مثل قاعده ی همه ی بازی های نقش آفرینی.

حالا این لول ها به چه دردتون می خورن؟

لول آپ کردن توی این بازی علاوه بر این که باعث اضافه شدن مقدار ناچیزی به نوار HP تون میشه؛ پارامتری به نام Core Power شما رو هم افزایش میده. این پارامتر کمک می کنه که شما بتونید مقدار تجهیزات بیشتری رو با خودتون حمل کنین. هر یک از قطعه های زره شما و هر یک از چیپ ها مقداری از Core Power شما رو اشغال می کنن و شما با بالا بردن لولتون می تونید حداکثر این مقدار رو افزایش بدید. این مکانیک درست مثل پارامتر Vit از آپگرید های دارک سولزه که به این شکل وارد این بازی شده و انصافا هم خوب از آب در اومده.

The Surge Review P4

باس های خیلی ملعونی انتظارتون رو می کشن!

طراحی مراحل بازی The Surge

یکی دیگه از ویژگی های خیلی مهم The Surgeشیوه ی طراحی مراحل اونه. این بازی دیگه مثل دارک سولز نیست که توی هر لوکیشن چند تا بنفایر (Bonfire) وجود داشته باشه. توی این بازی شما فقط و فقط یه بنفایر بیشتر ندارین! البته اسم این بنفایر ها توی این بازی Med-Bay هست ولی ما بهشون می گیم بنفایر! در واقع این اسم توی دارک سولز به جاهایی گفته میشه که بازیباز ها می تونن اونجا استراحت کنن و Health و سایر پارامتر های از دست رفته شون رو مجددا به دست بیارن. توی این بازی هم چنین چیزی وجود داره منتها دیگه مثل دارک سولز با یه شمشیر مشتعل روبرو نیستیم! به جاش با یه تخت و یه سری تجهیزات مدرن سر و کار داریم.

هر مرحله فقط یه بنفایر یا Med-Bay داره و باید همه ی راهو با سختی طی کنین! البته جای ترسیدن نیست. این بازی هم مثل دارک سولز یه سری میانبر برای شما تدارک دیده که می تونین با فعال کردنشون به نوعی چک پوینت (Checkpoint) درست کنین تا دیگه لازم نباشه وقتی که کشته شدین کل مسیر های رفته رو مجددا طی کنین. این بازی دشواری خیلی بالایی داره. به همین خاطر زیاد پیش میاد که با صفحه ی مرگ روبرو بشین. (این دفعه عبارت معروف You Died جاش رو داده به No Vital Signs Found!!) برای همین هم خیلی خیلی مهمه که میانبر ها رو پیدا کنین تا وقت و انرژی تون بیخود تلف نشه. این شیوه از طراحی مراحل که پیش از این مختص دارک سولز بود به زحمت زیادی نیاز داره. لوکیشن های بازی باید فوق العاده با حساب و کتاب و دقیق طراحی بشن تا بتونیم همچین مراحلی داشته باشیم. با این حساب کار سازنده های بازی رو توی این زمینه میشه شاهکار دونست. البته باید گفت هنوز هم این بازی توی طراحی مراحل با دارک سولز فاصله ی خیلی زیادی داره. ولی تلاش های سازنده ها واقعا توی این زمینه قابل تحسینه.

از ابتدای مرحله شما با دشمنان زیادی مواجه میشید. به کوئست‌های مختلفی برمی خورید و شخصیت های جدیدی رو ملاقات می کنید. بعد از این که محیط مورد نظر رو پاکسازی کردید در آخر به یه باس می رسید. باسی که درست مثل بازی های دارک سولز خیلی خیلی وحشیه و کشتنش کار سختیه! البته هنوز هم بازی به سختی دارک سولز نیست اما باز هم باید زحمت زیادی برای کشتن باس ها و عبور از مراحل بکشید.

The Surge Review P5

Mist های دارک سولز رو که یادتون هست؟! اینم یه چیزیه توی همون مایه ها!

بازی از حیث گرافیکی مشکل خاصی نداره. به علت زاویه ی دوربین دارک سولزی، تکسچر ها و کیفیت مدل ها چندان به چشم نمیاد و مشکلی در اون ها دیده نمیشه. افکت ها همگی به خوبی کار شدن و نور پردازی واقعا محشره. فقط تنها مشکلی که توی گرافیک بازی دیده میشه بخش هنری هست که کاملا مشخصه بهش کم محلی شده. شاید بهتر بود سازنده ها وقت بیشتری رو برای طراحی منظره ها صرف می کردن و روی رنگ بندی محیط ها تمرکز بیشتری می‌داشتن. اینطوری می شد حس و حال بازی رو خیلی بهتر درک کرد و اتمسفر اون هم خیلی خیلی گیرا تر می شد. درست به دلیل همین کم توجهی ها هم هست که Surge به هیچ وجه در اتمسفر به جایی نرسیده. بازی موفق نمی شه با آهن پاره هاش اتمسفری که می خاد رو برای بازیباز ها ایجاد کنه. و این تا حدی به تجربه تون صدمه می زنه. در مقایسه با دارک سولز که چنین اتمسفر شاهکاری داشت واقعا نمیشه با چنین آثاری ارتباط عمیق برقرار کرد.

توی زمینه ی موسیقی هم بازی راه خودش رو رفته و رسما گند زده! کلا هر زمانی که بازی تصمیم می گیره از قوانین دارک سولز سرپیچی کنه و خود رای بشه، افتضاح به بار آورده. موسیقی مثل دارک سولز نیست که فقط موقع باس فایت ها پخش بشه. موسیقی Surge همیشه پخش میشه و در نتیجه نمیشه بین موسیقی باس فایت و مراحل دیگه فرقی قائل شد و همین از هیجان باس فایت ها کم می کنه. در زمینه ی گویندگی هم بازی اصلا دیالوگ چندانی نداره که بخایم گویندگیش رو بررسی کنیم. متاسفانه بازی با همه ی خوبی هایی که داره توی این بخش های فرعی عملکرد دلچسبی نداشته. در صورتی که اگه به این موارد هم توجه می شد می تونستیم سطح اون رو خیلی بالاتر از چیزی که در حال حاضر هست بدونیم.

اطلاعات تکميلي
  • کارگردان: Jan Klose
  • استودیوی سازنده: Deck13 Interactive
  • پلتفرم: PC
گرافیک
6.5
گیم پلی
9.0
داستان
9.0
موسیقی و صداگذاری
5.0
کنترل
10
در کل باید بگم بازی The Surge با وجود برخی کاستی هاش بعد از مدت ها خیلی خیلی منو سر حال آورد و یه بار دیگه طعم ناب یه دارک سولز رو چشیدم. این بازی درست شبیه یه دی ال سی خیلی بزرگه که دارک سولز رو به یه دنیای مکانیکی می بره. و البته یه سری چیز های جدید هم بهش اضافه می کنه. The Surge یکی از بهترین نقش آفرینی های امساله و همه باید اونو تجربه کنن
نقاط قوت
  • الگو قرار گیری از سری سولز
  • طراحی عالی مراحل
  • دشواری دلپذیر و متعادل
نقاط ضعف
  • وابستگی کامل به عناوین دیگر و کمبود المان های خودساخته
  • ناتوانی در خلق اتمسفر
  • موسیقی و گویندگی نه چندان جالب
6.3/10

امتیاز شما

(17 رای )
7.9/10
خیلی خوب
برچسب‌ها
  • Author
    آفلاین
    عضویت: دی 1395
    نظرها: 95
    تشکر: 76
    تشکرشده: 67
    کنسول‌های بازی:

    سلام
    نقد خوبی بود حسین جان
    کلا تعداد اثار سبک سولز داره بیشتر می شهgrinاون از nioh اینم از the surge:wacky:

    ‏hosseinsadri47 از این نوشته تشکر کرده است.
  • Registered
    آفلاین
    عضویت: ارديبهشت 1395
    نظرها: 36
    تشکر: 15
    تشکرشده: 43
    کنسول‌های بازی:

    سلام به نویسنده ی نقد و خسته نباشید به بچه های سایت
    خوشحالم از اینکه یک بازی رو بطور کامل و دقیق بررسی می کنید و مثل بعضی سایت ها فقط بر اساس میانگین امتیاز جهانی به بازی نگاه نمی کنید. نقد روان و خوبی بود. می خواستم چند نکته در رابطه با نسبت دادن بازی به دارک سولز و کارهای میازاکی بنویسم اما قبلش باید بگم که شاید از طرفدارای سری سولز نباشم اما به این بازی ها ارادت دارم و خلاقیت و هنری که در ساخت اونها بکار رفته رو تحسین می کنم . شاید در نگاه اول بازیباز های عادی و به اصطلاح کژوال دارک سولز رو گیمی در ژانر اکشن نقش افرینی تعریف کنن اما بنظر من این بازی با وجودی که خیلی از عناصرش رو مدیون این ژانر هست اما با نواوری هائی که ایجاد کرده، تونسته یک ژانر جدید رو به ژانر های بازی های کامپیوتری اضافه کنه. ژانری که هنوز اسمی براش انتخاب نشده و برای همین به ژانر دارک سولز معروف شده. به همین خاطر فکر نمی کنم برای بررسی عناصر مختلف یک بازی، ارجا به المان های ژانر کار نادرستی باشه اما از طرف دیگه این رو هم درست نمی دونم که وقتی داخل یک بازی از نوار استامینا استفاده میشه سریع اون بازی رو در ژانر دارک سولز قرار بدیم و با این بازی مقایسه کنیم . این کاملا مشخصه که موفقیت یک عنوان، سایر بازی سازان رو به ساخت بازی های مشابه برای بهتر دیده شدن ترغیب کنه اما اینکه وجود هر تغییر و اختلاف در گیمی که در موردش صحبت می کنیم با بازی مرجع رو ضعف بدونیم، فکر نمی کنم کار درستی باشه. با این منش، همونطور که داخل متن هم بهش اشاره شد، فقط راه برای ساخت کلون های مختلف از بازی مبدا باز می شه و هر نوع تغییر و تنوع ممنوع و محکوم میشه . مطمئنا دارک سولز و بلاد بورن بازی های بزرگی هستن اما قطعا بی نقص نیستن . باید بازی های مختلف با ایده های جدید ساخته بشن تا یک ژانر تکامل پیدا کنه. با این طرز فکر، ممکنه در سال های نه چندان دور، شاهد عرضه ی بازی هائی از ژانر دارک سولز باشیم که از این بازی خیلی بهتر و موفق تر هستن. lords of the fallen، the surge و صد البته nioh نمونه های خیلی خوبی برای حرکت به سمت این هدف و تعامل و کمال بحساب میان. حتی معتقدم nioh بخوبی تونسته در این مسیر گام ها محکم و خوبی برداره و با نوآوری هائی که داشته، خیلی از طرفدارای دارک سولز و بلاد بورن رو به سمت خودش جذب کنه . طرفدارای 2 اتشه ای که به خودشون اجازه نمیدادن به گیمی بجز بازی محبوبشون حتی نگاه کنن، الان دارن nioh بازی می کنن! این یعنی همون رشد و کمال ژانری که به ژانر دارک سولز معروفه

    آخرین بار در تاریخ حدود 6 ماه قبل توسط Zelda ویرایش شد
    ‏SirGhas و ‏hosseinsadri47 از این نوشته تشکر کرده‌اند.
  • Author
    آفلاین
    عضویت: ارديبهشت 1396
    نظرها: 15
    تشکر: 23
    تشکرشده: 16
    کنسول‌های بازی:
    در پاسخ به: Zelda
    سلام به نویسنده ی نقد و خسته نباشید به بچه های سایت خوشحالم از اینکه یک بازی رو بطور کامل و دقیق بررسی می کنید و مثل بعضی سایت ها فقط بر اساس میانگین امتیاز جهانی به بازی نگاه نمی کنید. نقد روان و خوبی بود. می خواستم چند نکته در رابطه با نسبت دادن بازی به دارک سولز و کارهای میازاکی بنویسم اما قبلش باید بگم که شاید از طرفدارای سری سولز نباشم اما به این بازی ها ارادت دارم و خلاقیت و هنری که در ساخت اونها بکار رفته رو تحسین می کنم . شاید در نگاه اول بازیباز های عادی و به اصطلاح کژوال دارک سولز رو گیمی در ژانر اکشن نقش افرینی تعریف کنن اما بنظر من این بازی با وجودی که خیلی از عناصرش رو مدیون این ژانر هست اما با نواوری هائی که ایجاد کرده، تونسته یک ژانر جدید رو به ژانر های بازی های کامپیوتری اضافه کنه. ژانری که هنوز اسمی براش انتخاب نشده و برای همین به ژانر دارک سولز معروف شده. به همین خاطر فکر نمی کنم برای بررسی عناصر مختلف یک بازی، ارجا به المان های ژانر کار نادرستی باشه اما از طرف دیگه این رو هم درست نمی دونم که وقتی داخل یک بازی از نوار استامینا استفاده میشه سریع اون بازی رو در ژانر دارک سولز قرار بدیم و با این بازی مقایسه کنیم . این کاملا مشخصه که موفقیت یک عنوان، سایر بازی سازان رو به ساخت بازی های مشابه برای بهتر دیده شدن ترغیب کنه اما اینکه وجود هر تغییر و اختلاف در گیمی که در موردش صحبت می کنیم با بازی مرجع رو ضعف بدونیم، فکر نمی کنم کار درستی باشه. با این منش، همونطور که داخل متن هم بهش اشاره شد، فقط راه برای ساخت کلون های مختلف از بازی مبدا باز می شه و هر نوع تغییر و تنوع ممنوع و محکوم میشه . مطمئنا دارک سولز و بلاد بورن بازی های بزرگی هستن اما قطعا بی نقص نیستن . باید بازی های مختلف با ایده های جدید ساخته بشن تا یک ژانر تکامل پیدا کنه. با این طرز فکر، ممکنه در سال های نه چندان دور، شاهد عرضه ی بازی هائی از ژانر دارک سولز باشیم که از این بازی خیلی بهتر و موفق تر هستن. lords of the fallen، the surge و صد البته nioh نمونه های خیلی خوبی برای حرکت به سمت این هدف و تعامل و کمال بحساب میان. حتی معتقدم nioh بخوبی تونسته در این مسیر گام ها محکم و خوبی برداره و با نوآوری هائی که داشته، خیلی از طرفدارای دارک سولز و بلاد بورن رو به سمت خودش جذب کنه . طرفدارای 2 اتشه ای که به خودشون اجازه نمیدادن به گیمی بجز بازی محبوبشون حتی نگاه کنن، الان دارن nioh بازی می کنن! این یعنی همون رشد و کمال ژانری که به ژانر دارک سولز معروفه

    بله درست می فرمایید. مشابه این اتفاق قبلا زیاد رخ داده. مثلا سبک مترویدوانیا که حتی اسمش رو هم مدیون متروید و کسلوانیا هست!
    قطعا این بازی ها می تونن این رویه رو خیلی خیلی پیشرفت بدن. الان من واقعا نسبت به بازی های مثل Code Vain خوش بین هستم. این بازی اگه یه سری نکات رو رعایت کنه و سازنده هاش هوشمندانه رفتار کنن این شانس رو داره که حتی تجربه دارک سولز رو ارتقا بده و چیز هایی فرا تر عرضه بکنه.

    ‏SirGhas از این نوشته تشکر کرده است.
  • Registered
    آفلاین
    عضویت: ارديبهشت 1391
    نظرها: 172
    تشکر: 65
    تشکرشده: 139
    پروفایل psn: IIFlovv
    رتبه لیدربرد psn: 11
    کنسول‌های بازی:

    قبل از اینکه به یک سری نکته اشاره کنم لازمه از وقتی که واسه نوشتن این متن گذاشتین تشکر کنم :vic:
    اولین نکته ای که تو متنتون بیش از حد دیده می شه اشاره به سری سولز و المان های اون بازیهاست! چیزی که تازگیها تو جامعه ی منتقدین بازی کم دیده نمی شه!! اولین نکته ای که در این مورد مهمه ریشه یابی اصلی اون المان هاست؛ خیلی از عناصرِ سری سولز از بازیهای دیگه به ارث گرفته شدن و همینطوری از شکم مادر وارد اون سری نشدن! در نتیجه هر چیزی سولز نمیشه. (هر گِردی گردو نیست!)
    دوماً این مقایسه ها و نسبت های بیش از حد یه جورایی توهین به خود سری سولز هم محسوب می شه؛ اکثر بازیهای مشابه (مثل Lords of the Fallen و The Surgeو یا حتی Nioh) بیشتر به لحاظِ استایل به سری سولز نزدیک هستند تا گیم پلی و عمق داستان پردازی و موسیقی و ... !!! نهایتاً نسبت دادنِ هر عنصری تو بازی به سری سولز به نظر جالب نمیاد، شاید از دید عمومی مسئله ساز نباشه، اما برای کسایی که زندگیشونو تو اون بازیها گذاشتن خوشایند نیست!

    ‏SirGhas و ‏reza maleki و ‏hosseinsadri47 از این نوشته تشکر کرده‌اند.
  • Author
    آفلاین
    عضویت: ارديبهشت 1396
    نظرها: 15
    تشکر: 23
    تشکرشده: 16
    کنسول‌های بازی:
    در پاسخ به: IIFlovv
    قبل از اینکه به یک سری نکته اشاره کنم لازمه از وقتی که واسه نوشتن این متن گذاشتین تشکر کنم :vic: اولین نکته ای که تو متنتون بیش از حد دیده می شه اشاره به سری سولز و المان های اون بازیهاست! چیزی که تازگیها تو جامعه ی منتقدین بازی کم دیده نمی شه!! اولین نکته ای که در این مورد مهمه ریشه یابی اصلی اون المان هاست؛ خیلی از عناصرِ سری سولز از بازیهای دیگه به ارث گرفته شدن و همینطوری از شکم مادر وارد اون سری نشدن! در نتیجه هر چیزی سولز نمیشه. (هر گِردی گردو نیست!) دوماً این مقایسه ها و نسبت های بیش از حد یه جورایی توهین به خود سری سولز هم محسوب می شه؛ اکثر بازیهای مشابه (مثل Lords of the Fallen و The Surgeو یا حتی Nioh) بیشتر به لحاظِ استایل به سری سولز نزدیک هستند تا گیم پلی و عمق داستان پردازی و موسیقی و ... !!! نهایتاً نسبت دادنِ هر عنصری تو بازی به سری سولز به نظر جالب نمیاد، شاید از دید عمومی مسئله ساز نباشه، اما برای کسایی که زندگیشونو تو اون بازیها گذاشتن خوشایند نیست!

    در ضمن به عنوان یکی از همون کسایی که "زندگیشو پای این بازی ها گذاشته" هم بنظرم نه تنها توهین نیست بلکه درجه ی این سری رو رفیع تر هم می کنه. اگر این موارد مطرح می شن بخاطر فهم بهتره و الا کاملا واضحه که در مقام مقایسه، سری سولز با اختلاف زیاد از همه ی این آثار جلو تره.

  • Author
    آفلاین
    عضویت: ارديبهشت 1396
    نظرها: 15
    تشکر: 23
    تشکرشده: 16
    کنسول‌های بازی:
    در پاسخ به: IIFlovv
    قبل از اینکه به یک سری نکته اشاره کنم لازمه از وقتی که واسه نوشتن این متن گذاشتین تشکر کنم :vic: اولین نکته ای که تو متنتون بیش از حد دیده می شه اشاره به سری سولز و المان های اون بازیهاست! چیزی که تازگیها تو جامعه ی منتقدین بازی کم دیده نمی شه!! اولین نکته ای که در این مورد مهمه ریشه یابی اصلی اون المان هاست؛ خیلی از عناصرِ سری سولز از بازیهای دیگه به ارث گرفته شدن و همینطوری از شکم مادر وارد اون سری نشدن! در نتیجه هر چیزی سولز نمیشه. (هر گِردی گردو نیست!) دوماً این مقایسه ها و نسبت های بیش از حد یه جورایی توهین به خود سری سولز هم محسوب می شه؛ اکثر بازیهای مشابه (مثل Lords of the Fallen و The Surgeو یا حتی Nioh) بیشتر به لحاظِ استایل به سری سولز نزدیک هستند تا گیم پلی و عمق داستان پردازی و موسیقی و ... !!! نهایتاً نسبت دادنِ هر عنصری تو بازی به سری سولز به نظر جالب نمیاد، شاید از دید عمومی مسئله ساز نباشه، اما برای کسایی که زندگیشونو تو اون بازیها گذاشتن خوشایند نیست!

    تشکر از این که دیدگاهتون رو گفتید.
    مسئله اینجاست که من این بازی رو یک دارک سولز می بینم. چون بازی هویتی از خودش نداره. تیم کاملا پذیرفته که بازیش زیر مجموعه ای از سولز باشه و بنظر من باید از همین دید بهش نگاه بشه. به همین خاطره که اصلا من اصطلاحات خود بازی رو دور ریختم و معمولا از اصطلاحات سولز اسفاده کردم. شاید بتونیم بگیم بازی هایی مثل Nioh این پتانسیلو دارن که از زیر سایه ی سولز خارج بشن ولی این بازی خودش رسما پذیرفته که زیر مجموعه باشه! پس من به شیوه ای درباره ش نوشتم که درباره ی بازی های سولز می نویسم.
    مورد دیگه این که بله. قطعا المان های دارک سولز هم تاحدودی با الهام گیری طراحی شدن. بازی هایی مثل زلدا، فاینال فانتزی، کسلوانیا و... رو میشه منابع الهام این سری دونست. ولی مسئله اینجاست که این بازی به یه شیوه ی کاملا یکتا و منحصر به فرد ترکیبشون کرد. و در واقع ترکیبی رو در آورد که در عین شاهکار بودن شبیه بازی دیگه ای نبود. شاید قطعه قطعه ی اون از بازی های دیگه ای قرض گرفته شده بودن اما ترکیب اونا تجربه ی کاملا جدیدی خلق می کرد. ولی بازی هایی که الان درباره شون صحبت می کنیم به صورت یک جا این موارد رو کپی و پیست کردن. به همین خاطر اصلا غیر معمول نیست اگه اینطوری مقایسه شون بکنیم.
    درباره ی جامعه ی منتقدین هم بنظرم هیچ اشکالی نداره که توی نقد ها بازی رو با بازی های دیگه مقایسه کنیم. مخصوصا بازی هایی که حکم استاد دارن می تونن مثال ها و منابع ارجاع خیلی خوبی باشن. "اشاره ی بیش از حد" بنظرم حرف درستی نیست. برای بیان بهتر، فهم دقیق تر و ایجاد فضای آشنا تر برای مخاطب، من نگارنده تا جایی که لازم بوده از سری سولز مثال زدم. این انتقاد پیشتر هم بهم شده ولی شخصا هنوز هم درباره ش قانع نشدم و مشکلی توی این رویه نمی بینم.

    آخرین بار در تاریخ حدود 6 ماه قبل توسط hosseinsadri47 ویرایش شد
    ‏SirGhas و ‏dmirzaei8 از این نوشته تشکر کرده‌اند.
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید