نویسنده: FariD پنج شنبه، 14 آبان 1394
ساعت 11:29

20 سال ترس و وحشت با پلی استیشن (قسمت سوم: مرگ و احیای ژانر ترس)



تعداد بازدید: 3642
5 از 5

چکیده: در این مقاله به مرور ژانر ترس در طول 20 سال گذشته بر روی پلتفرم های پلی استیشن می پردازیم و در این مرور، بازی هایی که در اواخر عمر PS2 و آغاز انتشار نسل جدیدتر کنسول پلی استیشن یعنی PS3 عرضه شدند را بررسی می کنیم. بازی های Resident Evil 4، Dead Space، Siren: Blood Curse و F.E.A.R تنها تعدادی از بازی های محبوب این ژانر هستند که در قسمت سوم این مجموعه مقالات مورد بررسی قرار می گیرند.

 

خب اگر مقالات قبلی در این مجموعه مقالات را دنبال کرده باشید (قسمت اول و قسمت دوم)، به جایی می رسیم که می توان به آن پاییز روزهای شکوهمند کنسول فوق العاده موفق PS2 لقب داد. در این برهه وقتی که Capcom با انتشار Resident Evil 4 مجدداً تیرهای هدف خود را جا به جا کرد، این ژانر تا حدودی احیا شد؛ هرچند که سری Resident Evil تبدیل به عنوان اکشن قابل قبولی شده بود که با هر تکرار از ریشه های ژانر ترس فاصله می گرفت و با این حساب Resident Evil 4 را می توان بزرگترین افول در این سری تا به امروز دانست. در مورد سایر بازی ها، برندهای بزرگ یا نتوانستند این ژانر را با ایده ای جدید از نو بسازند یا این که کلا در این مسیر به بیراهه رفتند و لذا بازی های رایانه ای ترسناک روزهای کم فروغ خود را می گذراند. با این حال امیدهایی وجود داشت، چرا که نسل جدید پلی استیشن نسل جدیدی از ترس را هم با خود به همراه می آورد.

می توان Resident Evil 4 را یک عنوان مشخص کننده و متمایز دانست. این بازی قطعا و یقینا یکی از بهترین بازی های نسل خود بود و در این موضوع هیچ شکی وجود ندرد. این بازی خون تازه ای در رگ های سری Resi تزریق کرد و باعث محبوبیت دوربین سوم شخص سرشانه ای برای انبوه بازی هایی که بعدا می خواستند عرضه شوند شد. همچنین همگی ما لحظات خاطره انگیز زیادی را با این عنوان تجربه کرده ایم، از اولین برخورد با شخصیت گانادو با آن اره برقی چرخان در هوا بگیرید تا ملاقات سکته آور با مولد ها (Regenerator ها)، همه و همه تنشی به گیمر وارد می کردند که کم از مسابقات توردوفرانس نبود! ولی از لحاظ ترس چه؟ حقیقت این است که لحظات آن همانطور که اشاره شد گذشت، اما تن بازی آنقدر تغییر ناگهانی و چشمگیری داشت که این بازی را بیشتر به عنوانی اکشن بدل کرده بود تا یک بازی ترسناک. با این حال حتی اگر Capcom پیام درستی از آنچه که در حال اتفاق بود می گرفت، این قضیه به مشکل خاصی تبدیل نمی شد. اما متاسفانه این کمپانی در همان دامی که سایر فرنچایزهای ژانر ترس در آن گیر کردند افتاد، و این دام چیزی نبود جز دور شدن از نقطه اصلی و مرکزی آنچه که این عنوان را در آغاز سری آنقدر محبوب کرده بود و دلیلش حتی امکان زدن ضربات چرخشی توسط لئون نبود. قبل از این که بیشتر مطلب را باز کنیم، نگاهی می اندازیم به اشتباهی که سایر عناوین ترس مرتکب شدند.

resdientevil4                   

Resident Evil 4 - 2007

اگر خاطرتان باشد در قسمت دوم درباره بحث و جدل هایی که پیرامون قسمت دوم عنوان Manhunt منتشرشده توسط  Rockstar Games درگرفت صحبت کردیم و نیز به طور مختصر درباره چگونگی انحراف زیاد آن از تم قسمت اول بازی سخن گفتیم. ببینید، در نسخه اول Manhunt خشونت گرافیکی وجود داشت و شکی در آن نیست، اما Rockstar وضعیتی را پیرامون قتل ایجاد کرد که دست کم به نقش اول بازی یعنی جیمز ارل کش دلیلی را برای مشارکت در قتل می داد. اما این قضیه در Manhunt 2 وجود نداشت. شخصیت اصلی جدید در این بازی دنی لمب بود. او بازی را با فرار از یک تیمارستان آغاز می کند و بخاطر صداهایی که در سرش وجود داشت، شروع به کشتن دیگران از روی سرمستی می کند. اگر بر روی سلامت روانی این شخص بحثی وجود داشت، این عنوان می توانست بازی ای صحیح و جالب باشد. با این حال آنچه که عاید گیمر شد، صرفاً یک فرآیند موهومی و سطحی از خشونت بی معنی و غیرلازم بود. همچنین وضعیت فوق العاده تاریک و شومی که در قسمت اول بازی وجود داشت در Manhunt 2 وجود نداشت و سیکل مشکل دار توسعه بازی نیز بدون شک نتوانست به بهتر شدن اوضاع کمک کند. این بازی بیشتر از این که حس یک بازی شرکت Rockstar را به دست دهد، به یکی از بازی های مسخره و سخیف می مانست که متعاقب انتشار یک بازی موفق عرضه می شود. این یک قدم اشتباه نادر از سوی راکستار بود، اما هروقت راکستار مسائل توسعه را به اطلاع عموم می رساند، ظاهرا همین اشتباه رخ می دهد.

بازی های ترسناک این نسل کنسول دوران کم فروغی خود را می گذراندند. Silent Hill نیز در حال تلاش برای به یاد آوردن آنچه بود که زمانی این عنوان را فوق العاده کرده بود. تا این که چهارمین قسمت سری Silent Hill با پسوند The Room مفهوم و موضوع را عوض کرد و ژانر اکشن را به محیطی جدید جا به جا نمود. این بازی خطای فاحشی مرتکب نشده بود، اما گیم پلی بازی طوری به روز نشده بود که با نسخه های قبل تطابق داشته باشد، و نقدهایی به آن وارد شده بود مبنی بر این که طراحی بازی در مقایسه با مفهوم آن هیچ احساسی نسبت به بازی های قبل به دست نمی دهد. پنجمین نسخه Silent Hill با پسوند Origins (که پیش داستان بازی Silent Hill 1 را روایت می کرد) خیلی سنتی اما بی هدف بود. این نسخه قبل از آن که برای PS2 منتشر شود، برای PlayStation Portable عرضه شد. اولین نسخه عرضه شده برای PS3، که Homecoming بود، هیچ حرفی برای گفتن در این سری نداشت، و با پیشرفت نسل به نسل کنسول ها، برند Silent Hill در حال تنزل به یک بازی در حد متوسط بود. در این اثنا، فقدان عنوان نجیب و آراسته در ژانر ترس، با ظهور کنسول PS3 در حال برطرف شدن بود.

نزدیکترین عناوین به ژانر ترس گزیده ای از بازی های اول شخص بود که با این که شاید سراسر ترس نبودند، اما انقدری ترس القا می کردند که جالب توجه باشد. یکی از این بازی ها BioShock بود. شهر زیرزمینی رپچر همان حال و هوای تهدیدی که زمانی عمارت اسپنسر داشت، دارا بود، و داستان خود را به روشی نوین بیان می کرد. این بازی بخاطر این که پر از مردم دیوانه ای بود که به مواد مخدر اعتیاد داشتند، به گیمر کمک می کرد محیط غم افزا و پر از ظلم مکان بازی را بهتر درک کند. به طور مشابه، بازی Condemned 2: Bloodshot محصول SEGA عناصر ترس را از دید اول شخص ارائه کرد. در این بازی، نقش اول از بیماری توهم رنج می برد. این بازی همچنین یک جانشین معنوی برای Manhunt محسوب می شود، چرا که از قتل های وابسته به قراین و خشونت وحشی استفاده مشابهی می کرد و همانند آن بازی از سبک بصری تاریک و خفقان آوری بهره برد. سپس دو بازی برای PC عرضه شد؛ هر دو آن ها ترسی رخنه کننده را القا می کردند.

02 bioshock2

BioShock - 2007

یکی از آن ها F.E.A.R بود. این بازی از چند نظر یک بازی سبک شوتر سنتی بود، اما اسکادران نیروهای عملیات ویژه ارتش تحت فرمان شما وظیفه ای داشتند که شامل یک پدیده فوق طبیعی می شد. آنچه که در این بازی ارائه شد یک ترکیب شجاعانه (و شاید اتفاقی) از شلیک های پشت سر هم، داستان ارواح و خشونت حاوی خون بود. این سری در طول سالیان به بازی ای فرقه ای تبدیل شد و شخصیت بد بازی که دختر کوچکی به نام آلما بود، در جرگه کاراکترهای بسیار ترسناک بازی های رایانه ای قرار گرفت. بازی دیگری که در این ژانر برای کامپیوتر خانگی عرضه شد در پک گردآوری شده کمپانی Valve به نام The Orange Box بود. این، یک بازی کوچک به نام Half-Life 2 بود و یکی از به یادماندنی ترین قسمت های ترسناک بازی ها را ساخت، آنجایی که قهرمان بی کلام داستان، گوردون فریمن، وارد ریونهولم (Ravenholm) می شود، یک شهرک تاریک و خفقان آور، مملو از زامبی های با سر خرچنگ مانند و کلکسیونی از تیغه های اره. این عناوین اول شخص احتمالاً به عنوان پایه و مبنا برای خیل عناوین ترسناک جدید در سال های بسیار بعد عمل کردند. حتی در عنوان اولیه Doom در دید اول شخص، فاصله خیلی زیاد بود و آن را به برندی شخصی تر در بازی های ترسناک بدل کرده بود.

در بین تمامی این آشفتگی موجود در حوزه بازی های ترسناک، Alone in the Dark به محبوبیتی دوباره رسید. متاسفانه این بازی هم همانند زمامدار ارشد دیگر در این ژانر، این محبوبیت را در حالی کسب کرد که خاستگاه و بنیاد خود را به کلی فراموش کرده بود؛ منظور همان فیزیک های آتش و سیستم بدیع صورت اموال (inventory) بود (این که شما برای باز کردن صورت اموال خود باید با چرخش دسته به سمت پایین، به بدن خود نگاه می کردید) که تا چندین سال از به یادماندنی ترین قسمت های بازی بودند. این شلوغ کاری غیراستادانه و به سبک اپیزودی خیلی زود مورد استفاده مکرر قرار گرفت و به سرعت رو به ابتذال نهاد. دفعه بعدی که این بازی مجدداً ظهور پیدا کرد، هفت سال بعد بود. علیرغم گذشت چنین زمان زیادی، به عنوان یک بازی فوق العاده مزخرف مورد انتقاد شدید قرار گرفت. با این اتفاق، سری ای که زمانی تحسین برانگیز و مورد احترام بود، آنقدر غرق در پوچی شده بود که هیچ راهی برای نجات آن وجود نداشت.

با شروع سال 2008، بازی های ترسناک بیشتر و بیشتری در انظار عمومی ظاهر شدند. عنوان Forbidden Siren (پری ممنوعه) یک بازی ترسناک روتین ژاپنی در نسل قبلی بود، اما در طول تابستان سال 2008، شرکت سونی و شرکت توسعه دهنده پروژه Siren یک بازی ترسناک مهیج را منتشر کردند. Siren: Blood Curse به فرم اپیزودی بود و به چندین قسمت تبدیل شده بود و اساساً نسخه اولیه بازی (Forbidden Siren) را طوری سازماندهی کرده بود که با فرمت جدید سازگار باشد. در هر قسمت می بایست با خطراتی که کاراکتر منتخب بخاطر درگیری با زامبی های درنده خو و عجیب و غریب با آن ها رو به رو بود دست به گریبان می شدید. این زامبی ها از سوی یک طلسم باستانی می آمدند. نکته منحصر به فردی که این بازی را پرفروش کرد، توانایی و مهارت کاراکترها در دید خود از چشم زامبی ها بود. این قابلیت باعث می شد وقتی که دشمنان به محل اختفای شما پی می برند، شاهد لحظه های فوق العاده ترسناکی از دید آن ها باشید. این بازی تلاشی شجاعانه برای ایجاد تغییری هرچند کوچک در این ژانر بود، و امروزه خیل عظیم بازی های اپیزودی از میراث اپیزودی Siren به عنوان فرمول پایه ای استفاده می کنند.

03 Siren Wallpaper HD 3

Siren: Blood Curse - 2008

اما لحظه متمایز برای ژانر ترس در آن سال، وقتی بود که یک بازی از سوی یک استودیوی داخلی EA منتشر شد و به معنای واقعی کلمه دوباره روح تازه ای در بازی های رایانه ای ترسناک دمید. کمپانی Visceral Games تاثیرات بدیع فیلم هایی از قبیل Alien و Even Horizon را با تجربه اساسی ترس برای بقا در Resident Evil تلفیق کرد و بدین ترتیب عنوانی قرص و محکم و استخوان دار به نام Dead Space را به وجود آورد، یک بازی ترسناک علمی-تخیلی با عنصر خون و خون آشام. این بازی داستان فردی به نام مهندس آیزاک کلارک را روایت می کند که در یک وضعیت کابوس مانند در فضانورد ایشیمورا به دام می افتد؛ یک برج مراقبت غریب، مردگان را به صورت موجوداتی عجیب و غریب و کریه به نام نکرومورف (necromorph) به زندگی بر می گرداند، موجوداتی همگی با اندام دوک وار و دارای تیغه های تیز و برنده. شانس خوب آیزاک این است که پلاسما کاتر مورد اعتماد خود را دم دست دارد. او می تواند با استفاده از این ابزار این موجودات دوک مانند را از بین ببرد و بدین طریق قبل از این که آن ها را به کمک چکمه های فضایی بسیار سنگینش نابود نماید، حرکت سریع و دلهره آور نکرومورف ها را کند کند. برای برخی از حرکت های تنش زای مؤثر و نیز بالا بردن جوهر ترس، کمپانی Visceral از جلوه های صوتی نیز بهره برد.

آن طراحی صدا را می توان بزرگترین و تأثیرگذارترین مشارکت Dead Space در میراث بازی های رایانه ای ترسناک دانست. هر نوع بازی ترسناک از اولین روزهای عرضه خود، تاکتیک «هر آنچه که نمی بینید ترسناکتر است» را مورد استفاده قرار داده و آن را به طور طبیعی تکامل داده است. نسخه بعدی Dead Space دو سال بعد منتشر شد و با این که شروع به تکیه بیشتر بر بار اکشن نمود، اما احساس ترس ستمگر و مورمورکننده بازی اول را در خود نگه داشت. اگر نسخه اول بازی بر مبنای فیلم Alien، یک خانه متروکه در فضا، بود، آنگاه Dead Space 2 آشکارا بر مبنای فیلم بلندپروازانه Aliens ساخته جیمز کامرون بود، بازی ای که با سرعت بیشتری روایت می شود و در زمانی که کمترین انتظار برخورد با موجودات را دارید، موجودات ناخوشایند بیشتری را برای شما می فرستد. Dead Space 2 ارتباط خود با قسمت ترسناک را حفظ کرد و در عین حال ژانر اکشن آن را تقویت نمود (هرچند که بخش آخر این بازی یک گام اشتباه بزرگ و غیرقابل بخشش بود). می توان گفت که این بازی در واقع به نوعی Resident Evil 5 را از خود نشان داد.

04 DS2 E32010 02-us

Dead Space 2 - 2010

گذشت یک سال پس از انتشار Dead Space به همگان نشان داد که می توان برای تهیه یک عنوان اکشن ترسناک، به اندازه کافی از چاشنی ترس استفاده کرد. Resident Evil 5 نیز همانند نسخه قبلی تقریبا فاقد هرگونه وحشت بود، و در برابر نسخه های وصله پینه شده قربانیان لاس پلاگاس در Resident Evil 4، بیشتر مطلوب هواداران تفنگ بازی های مکرر بود. Resident Evil 5 یک بازی شوتر سوم شخص باصلاحیت بود و کوآپ خارق العاده ای داشت که رده هایی از ویژگی های سری Outbreak را بین گیمر ها به اشتراک می گذاشت، اما فاقد لحظه های القاکننده پارانویا (سوء ظن) بود. Resident Evil 5 بر خلاف نسخه قبلی خود – و بسیاری از بازی های ژانر ترکیبی این دوره – بیشتر از قبل به سمت ژانر شوتر متمایل شد و البته محبوبیتی که کسب کرد هم بخاطر همین بود. شاید این محبوبیت را باید مرهون Modern Warfare باشد که چنین لطفی را در زمینه گیمینگ ارائه کرد. این بازی اولین عنوانی نبود که با ناشی گری، از بازار در حال تحول شوتر انقدر ناامیدکننده و غیرماهرانه بهره برداری می کند، و همین طور تنها سری بازی ترسناک نبود که به این دام می افتد و بخاطر دستیابی به طیف وسیعتری از مخاطبین، به شهرت خود صدمه می زند.

با نزدیک شدن PS3 به اواخر عمر خود به عنوان آخرین نسل کنسول، شرکت های بزرگ همچنان درگیر ایده تولید یک بازی ترسناک محض بودند، بازی ای که در ژانر دیگری نگنجد. تا پایان عمر آن نسل و آغاز دوره جدیدترین کنسول حال حاضر، گیمرها شاهد هجوم بازی های ترسناک بانشاطی بودند و جالب این که این بازی ها صرفاً از سوی کمپانی های مطرح و صاحب نام عرضه نشد. صحنه جدیدی بر روی استیج بازی های ژانر ترس در حال شکل گیری بود و استانداردهای جدیدی برای این ژانر در حال تعریف بود. در این دوره، بازی های بسیاری این ژانر را دستخوش تغییر کردند و روش های جدیدی برای وحشت زده کردن گیمرها به بازی ها افزودند.

در مقاله آتی در ادامه مرور صنعت بیست ساله بازی های ترسناک، عناوین عرضه شده برای آخرین نسل کنسول حال حاضر، یعنی PS4، را مورد بررسی قرار خواهیم داد. با ما همراه باشید.

FariD | مقالات | 05/11/2015
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

iNFO@BaziMag(dot)com

09155229694

051-37657648

051-37650323

تبلیغات متنی

وی‌جی بازار فروشگاه آنلاین بازی و سخت افزار